جهاد اقتصادی
از لطف خدا به دل نمادی داریم امام خميني (ره) در 1/8/62 1- امروز شماييد كه بايد دامن به كمر بزنيد و در رشد صنايع اين كشور و در رشد توليد اين كشور دامن به كمر بزنيد و همت بگماريد و فعاليت بكنيد. فعاليت شما امروز براى كشور اسلامى يك عبادت است. شما امروز همهتان با ايده اسلامى در حال عبادت هستيد، چه در كارخانهها و چه در مواردى كه به صنعت مشغول هستيد، و چه در كشاورزى هر كس هست و چه در ساير كارخانهها كه هست. وقتى انسان براى خلق خدا خدمت بكند و براى اينكه اين خلق در طول تاريخ ستم ديدند، عقب نگه داشته شدند، نگذاشتند رشد معنوى بكنند، رشد مادى بكنند، وقتى با اين ايده شما خدمت بكنيد شما در خدمت اسلام هستيد و شما مجاهد هستيد در پشت جبههها. همان طورى كه مجاهدين ما در جبههها مجاهدت مىكنند، و عبادت خدا را در آنجا مىكنند، شما هم در پشت جبههها هستيد و عبادت خداى تبارك و تعالى را با همين كارهايتان انجام مىدهيد. 2) برادران عزيزم! ما در عصري واقع شديم که ظلمت دنيا را گرفته است. ما در عصري واقع شديم که ارزش هاي انساني به کلي از بين رفته و به جاي آن ارزش هاي غير انساني و شيطاني نشسته است. ما در عصري واقع هستيم که شياطين عالم ، هجوم به انسان ها و ارزشهاي انساني آورده اند و مي خواهند که دنيا را به سلطه شيطان درآورند. ما در اين عصر با اتکاء به خداي تبارک و تعالي و استمداد از اسلام و قرآن کريم و ولي عصر 2- (صحيفه نور.ج17.ص 237) «جهاد» از ريشه «جَهْد يا جُهد» به معناى مشقّت و زحمت و نيز توان و طاقت است، و «جهاد» و «مجاهده» يعنى به كار بستن توان در ستيز يا دفع دشمن. «۱» معناى اصطلاحى جهاد، عبارت است از: نثار جان، مال و توان در راه اعتلاى اسلام و بر پا داشتن شعارهاى ايمان. «۲» «۳» اهميت جهاد و دفاع در اسلام با نگاهى به فلسفه تشريع آن، روشن مىشود؛ زيرا اهميت هر چيزى به فلسفه وجودى آن و نقش كاربردىاش بستگى دارد. توضيح آنكه اهميت جهاد و دفاع، از آنجا ناشى مىشود كه همه موجودات زنده، اعم از انسان و غير انسان به حكم فطرت و عقل، براى بقا و ادامه حيات نيازمند رفع موانع و دفع دشمن خويشاند؛ زيرا جهان ماده، صحنه تنازع بقا و كشمكش مىباشد و هر موجود زندهاى مىكوشد تا از حق فطرى زنده ماندن دفاع كند و بهاصطلاح به قانون فطرى و ذاتى «جلب منفعت» و «دفع ضرر» عمل نمايد و مزاحمان را از خود دفع كند. از آنجا كه اسلام، دين عقل و فطرت است، به اين نياز فطرى و عقلى بشر نيز توجه لازم مبذول داشته و ضمن تأييد اين نياز فطرى و حكم عقلى، بر ضرورت و اهميت آن تأكيد ورزيده است.بدين جهت قرآن كريم در آيه زير بر ضرورت آمادگى كامل براى دفاع همه جانبه تأكيد ورزيده، مىفرمايد: «وَ اعِدُّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ...» (انفال: ۶۰) هر نيرويى كه در توان داريد براى مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازيد! و (همچنين) اسبهاى ورزيده (براى ميدان نبرد) تا بهوسيله آن، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد (و همچنين) گروه ديگرى غير از اينها را كه شما نمىشناسيد و خدا آنها را مىشناسد. همچنين اهميت جهاد و دفاع در اسلام، از اهداف بسيار بلند و ارزشمندى كه اسلام دارد، نيز سرچشمه مىگيرد؛ زيرا اسلام به عنوان كاملترين مكتب، داعيه رستگارى انسانها و رهايى آنها از شرك، كفر، ظلم و فساد و تباهى را دارد. اينها اهدافى است كه تحققش هزينه سنگينى را مىطلبد؛ زيرا طاغوتها و مستكبران سد راه مىشوند و جنگ و خونريزى به راه مىاندازند تا بتوانند به همان شيوه استعمارى و استكبارىشان ادامه دهند و به بهرهكشى، استثمار و استعمار ملل مستضعف بپردازند. گواه روشن صدق ادعاى ما، تحميل بيش از هشتاد جنگ عليه پيامبر (ص) و حكومت اسلامىاش در طول دهسال و نيز اجراى انواع و اقسام توطئه براندازى عليه نظام نوپاى «جمهورى اسلامى ايران» به ويژه تحميل جنگ هشت ساله عليه آن، در اين دوران، مىباشد. جهت سومى كه بر اهميت جهاد و دفاع در اسلام دلالت مىكند، آثار و بركاتى است كه بر آن استوار است و نيز پيامدهاى ناگوار و تلخى كه بر ترك آن مترتب مىگردد. از جمله آثار خوب دنيوى جهاد و دفاع در اسلام، كه در قرآن و سخنان پيشوايان معصوم (ع) به آن اشاره شده، عزّت و سرافرازى در برابر دشمن، امنيت و آرامش جامعه، شادابى و نشاط و حيات پرتحرك اجتماعى، تقويت روحيه خودكفايى، تكيه و اعتماد بر توان نيروهاى خودى، شناخت دوست از دشمن و در نهايت پيروزى بر دشمنان است. نيز جهاد از جنبه اخروى و معنوى، موجب كسب رضاى الهى، استجابت دعا، گشوده شدن درهاى رحمت الهى، بخشش گناهان، نجات از عذاب الهى، ورود به بهشت و رسيدن به مقام قرب الهى و غير آن مىگردد. برخى از آثار و پيامدهاى ناگوار ترك دفاع و جهاد در اسلام، انهدام پايگاههاى توحيد و خداپرستى، گرفتارى به خوارى و ذلت، از ميان رفتن هويت دينى و ملى، عزت و آبرو و شخصيت انسانى، كاستى ايمان، محروميت از رحمت و عنايات خداوندى، رواج باطل و فساد و منكرات، محروميت از عدل و انصاف و از همه مهمتر، كيفر سخت الهى در سراى باقى و افتادن در آتش دوزخ مىباشد. «۴» پی نوشتها : (۱)- مفردات، راغب اصفهانى، ص ۱۰۱/ (۲)- جواهر الكلام، شيخ محمدحسن نجفى، ج ۲۱، ص ۳/ (۳)- با توجه به روشنى مفهوم دفاع، نيازى به تبيين و تعريف آن نيست؛ زيرا دفاع هم از جنبه مفهومى و هم از جنبه ضرورت، چنان كه توضيح خواهيم داد، از بديهيات عقلى و فطرى انسانهاست. (۴)- براى آگاهى از مباحث مربوط به جهاد و نيز آيات و روايات مربوط به آثار مثبت جهاد و پيامدهاى منفى ترك آن ر. ك. وسائل الشيعه، ج ۱۱،(كتاب الجهاد)؛ جهاد و دفاع در اسلام، كدهاى ۷/ ۲۲ و ۷/ ۳۲ تهيه شده در مركز تحقيقات اسلامى سپاه. (انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ، ص: ۸۵) براي عملی نمودن جهاد اقتصادي لازم است مطالب زیر را پیاده نمود: -1 امر به معروف در جهاد اقتصادي یعنی میانه روي در زندگی -2 نهی از منکر در جهاد اقتصادي یعنی نهی از اسراف و تبذیر و بخل در زندگی -3 کار و اتلاف نکردن وقت در راستاي اقتدار و استقلال همه جانبه جامعه اسلامی از دشمنان -4 مبارزه با کسانی که در ورطه اقتصادي قصد ضربه زدن به جامعه اسلامی را دارند. باید با این افراد تبهکار اقتصادي مقابلهاي همچون جهاد اقتصادي داشت. در تقسیمات جهاد، جهاد اقتصادي هم از جمله جهادهاي با نفس و هم از جمله جهادهاي با مخالفان قرار میگیرد. چرا که نفس به اسراف و تبذیر امر میکند در حالیکه جهاد اقتصادي به پایداري و میانه روي در معاش امر میکند، واین جهاد با نفس خود کابین بهشت است. 2 درحالیکه انسان جهاد با نفس را خوشایند نمیدارد. کسی که در راه فرمانبري از خدا و دوري از نافرمانی او با نفس خویش مبارزه کند نزد خداي سبحان منزلت نیکو همچون شهید را دارد. 3 میتوان گفت جهاد اقتصادي مبارزه با دل است و خواهشهاي نفس بر اسراف و تبذیر. حضرت میفرمایند با این دلها بجنگید که دل ها زود میلغزند. 4 این خواهشهاي دل است که نیاز به مبارزه دارد. همچنین اینک مسائل اقتصادي در جامعه ما همچون دشمن در مقابل ما قرار گرفته است. این امیال اقتصادي و لذایذ دنیوي و ثروت اندوزيها (دشمنان درونی) به کمک جوامعی که براي اقتصاد مملکت اسلامی از طرق مختلف مانند تحریمهاي اقتصادي و دروغ پراکنیها و درشتنمایی مشکلات اقتصادي و تجسم آیندهاي تاریک در اقتصاد ما، نقشههاي شیطانی میپرورند (دشمنان خارجی)، در صورت پرهیز از جهاد اقتصادي باعث عملی شدن نقشههاي شیطانی آنان میشود. پس با این توضیحات مشخص میگردد که چرا ثمره مجاهدت مقهور شدن 5 و جهاد بهاي بهشت است. 6 ١ - محمد محمدی ری شھری، پیشین، ص ٨۴۴ - بھ نقل از: شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویھ القمی، الخصال ص . ٢٣٢ ، ج ٧۴ . ٢ - ھمان – ص ٨۵١ - بھ نقل از غررالحکم ح ۴٧۵۵ . ٣ - ھمان – ص ٨۵١ - بھ نقل از غررالحکم ح ٣۵۴۶ . ٤ - ھمان – ص ٨۵٢ - بھ نقل از غررالحکم ح ۴٩٣١ . ٥ - ھمان - ص ٨۵٧ - بھ نقل از غررالحکم حدیث ٢۶۵۵ . ٦ - ھمان - ص ٨۵٧ - بھ نقل از غررالحکم حدیث ۴٧۶٠ ١٢ معناي لغوي و اصطلاحی جهاد جهاد بر دو نوع است: -1 صبر: جهاد با نفس که از آن به عنوان جهاد اکبر نیز یاد میشود. -2 مبارزه با مخالفان : جهاد فی سبیل الله که به جهاد اصغر معروف است. همانا جهاد شریفترین کارها بعد از اسلام است . جهاد مایه پایداري دین است و علاوه بر آن که عزت و اقتدار میآورد اجري بزرگ دارد 1. چرا که زکات بدن جهاد و روزه است 2. لازم به ذکر است که درهاي آسمان به روي مجاهدان گشوده میشود. 3 برترین جهاد مبارزه کردن با هواي نفس و باز گرفتن آن از لذتهاي دنیاست. 4 جهاد کردن به معناي این که دشمنی در مقابل ما قرار گرفته است، خصم که باید بر آن چیره شد. 5 امام علی ( علیه سلام ) می فرمایند در جهاد کردن با مالها و جانها و زبانهایتان در راه خدا، خدا را یاري کنید. 6 اقسام عملی جهاد - ١ - محمدی ری شھری ،محمد، میزان الحکمھ، ناشر:دارالحدیث،چاپ اول، جلد ٢، صفحھ ٨٣٧ بھ نقل از نور الثقلین جلد ١١ - صفحھ ۴٠١ . حدیث ۴٢٩ . ٢ - ھمان، صفحھ ٨٣٧ بھ نقل از غررالحکم حدیث ۵۴۵٢ . ٣ - ھمان،، صفحھ ٨٣٧ بھ نقل از غررالحکم حدیث ١٣۴٧ . ٤ - ھمان، صفحھ ٨۵٣ بھ نقل از غررالحکم حدیث ٣٢٣٢ . ٥ - ھمان،صفحھ ٨۵۴ بھ نقل از غررالحکم حدیث ۴٧۶١ . ٦ - نھج البلاغھ – کتاب ۴٧ اقتصاد در لغت به معناي میانه روي کردن و در کلام حضرت تدبیر امور مالی و غیر مالی بطور میانه و صحیح می باشد. جهاد نیز در لغت به معناي جهد و کوشش و در کلام حضرت مبارزه با کسانی است که در ورطه اقتصادي قصد ضربه زدن به جامعه اسلامی را دارند. جهاد اقتصادي 2 ورطه دارد: -1 مبارزه با دل وخواهش هاي نفسانی براي مقابله با اسراف و تبذیر، پایداري و میانه روي در معاش -2 سعی در رشد شکوفایی جامعه و مبارزه با دشمنان که قصد فلج کردن اقتصاد جامعه اسلامی را دارند. و اما سیره درلغت روش، سنت و رفتار را گویند. در سیره جهاد اقتصادي به بیان حضرت به بررسی تحلیلی – تاریخی رفتارهاي اقصادي در این راستا را گویند که میتواند الگویی ویژه براي پیشبرد اقتصادي جامعه باشد. از جمله درآمدهاي حضرت هدایاي مردمی، فعالیتهاي اجتماعی(جنگ و مأموریتهاي ویژه) خمس و فیء، اقطاع و کار را می توان نام برد. (حضرت را به این دلیل ابوتراب نام نهادند که علاقه شدید به کارکردن بر روي زمین داشتند). در جهاد اقتصادي دو دسته اصلی از رفتار تولید کننده و رفتار مصرف کننده بسیار قابل اهتمام است که به تبیین آنها می پردازیم. فعالیتهاي تولید کننده حضرت اعم از فعالیتهاي عمرانی می توان به حفر چاه، احداث مزارع و نخلستانها وقف نامه هاي حضرت اشاره کرد که همگی براي رضاي خدا و اکثراً در راه خداوند انفاق می شد. با وجود اینکه حضرت با کار فراوان ثروت فراوانی را کسب می کردند اما همواره فقر اختیاري در زندگی سرلوحۀ کار ایشان بود تا جایی که موجب تعجب همگان می شد و ایشان همواره اهتمام به نهادینه کردن و فرهنگ سازي این مهم داشتند. ایشان پس از خلافت نیز درآمدهایی مانند غنائم جنگی و... را با یک عمل منحصر به فرد سهم سرانه از بیت المال را بین همه بالسویه تقسیم کرده و در ارائه حقوق کارگزاران نیز رعایت مسائل اقتصادي را داشتند. فعالیتهاي اقتصادي حضرت در دوران خلافت 2 دسته بود فعالیتهایی ضروري که محصول آن به مصرف خانواده می رسید اعم از تعلیم، قضاوت وکار در بوستان. دسته دیگر فعالیتهایی که مازاد بر هزینه جاري داشته اعم از شخم زدن، آبیاري کردن و کاشت خرما در این زمین و همه در راه خدا انفاق می کرد. بهره برداري بهینه از ظرفیتهاي تولید با اولویت تولید کالاهاي اساسی و برخورداري از مهارت شغلی و دانش فنی در تولید منجر به موفقیت 100 % خواهد شد کارآفرینی و تنظیم اوقات کار و فراغت نظم و وجدان کاري. ٨ سیرة امام در رفتار مصرف کننده که همان مصرف مخارج ضروري نمایان بود از جمله مخارج مسکن، خوراك و پوشاك و مصارف ضروري در حد حداقل آن بوده، ایشان علاوه برتوصیه به سادگی مسکن و دوري از تجمل و وسعت بیش از مقدار مسکن، مخالف شرکت در مجالس ثروتمندان بود علاوه برآن و عدم رضایت از استفاده نکردن از غذاهاي پاکیزه به دلیل ریاضت و الگوگیري غلط از رفتار امام،(نه افراط و نه تفریط) یعنی اقتصاد. همچنین به تأمین پوشاك نیز به همین روش توصیه کرده و تأکید داشتند که ساده زیستی موجب خشوع قلب و رام شدن نفس می شود. از دیگر مخارج حضرت تخصیص قسمتی از مال به مخارج تفریحات و سرگرمی ها اعم از سفرهاي زیارتی، مسابقات ورزشی، صله رحم و مخارج مربوط به بهداشت و درمان(مسواك، نظافت، عطر) و مخارج حمل و نقل. از جمله جهادهاي اقتصادي حضرت می توان به کمک هاي مالی مستقیم به نیازمندان با رعایت اخلاص در انفاق و اهتمام به محرومان و رعایت عزت فقیران و نیز در کمک هاي مالی مقدم داشتن بستگان در کمکهاي برنامه ریزي شده را تبیین کرد. اهتمام به ترویج وقف تا جایی که مقدار موقوفات ایشان کل ثروتشان بود. آزاد کردن برده، ساختن مساجد و معابرازدیگر جهادهاي اقتصادي حضرت بود . اما آنچه حضرت بدان بسیار اهتمام داشتند منابع سرمایه گذاري امام محسوب می شود از جمله مازاد درآمد، انباشت درآمد، و جذب سرمایه از محل منابع عمومی است . شیوه مخارج سرمایه گذاري امام: ماهیت و پس انداز(اخروي و دنیوي) و انگیزه پس انداز و پرهیز کردن از راکد گذاشتن پس اندازها و اتکاي سرمایه گذاري بر منابع درونی است. تا با همه این کارها رشد وشکوفایی اقتصادي را داشته و با غایت جهاداقتصادي که قناعت است به نتیجه آن یعنی عزت مسلمین برسیم. و مانع از این شویم که دشمنان بتوانند اقتصاد ما را فلج کرده و بدین وسیله مارا به سلطه خود درآورند. بیش- » در یک جمله میتوان گفت که جهاد اقتصادي یعنی "قلیل المؤونه وکثیرالمعونه بودن" براي اسلام، یعنی بودن این یعنی جهاد، جهادي با نفس به دلیل کم هزینه بودن و جهادي « ترین یاري رسانی با کمترین هزینه براي خدا براي بیشترین یاري رساندن. اما آنچه مهم است غایت جهاد اقتصادي است که در اسلام هم غایت اقتصاد و هم غایت جهاد هر دو یک مهم هستند که این خود همان عزت مسلمانان است. آري این غایت هر کاري است که ارزش آن را نمایان می کند و ارزش جهاد اقتصادي در کسب عزت مسلمین است و بس. واژه هاي کلیدي: جهاد- اقتصاد- کار – کشاورزي- انفاق- وقف – عدالت – عزت. منبع : فصلنامه راهبرد ياس چکيده مقدمات جهاد اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم روح الله حقيقت طلب است كه در آن ميخوانيد: بي شک ابتکار مقام معظم رهبري براي نامگذاري سال ها سنت بسيار پسنديده اي است که بايد موجب جهت گيري عمومي مسوولا ن و نحوه رويکرد آنان به موضوعات و مصوبات و اقدامات ضروري در تحقق آرمان خدمت رساني هر چه مطلوب تر به مردم باشد و همان گونه که ايشان در سخنراني خويش در جمع زائران حرم رضوي نيز اشاره داشتند نبايد صرفا موجب صرف هزينه جهت نصب تابلو و بنر و پلا کارد و... گشته اما اقدام اساسي جهت اجرايي شدن محتواي اين نامگذاري صورت نگيرد. برچسب ها : رهبرا از شوق لبخند تو شادی می کنیم / اذن تو باشد اگر، عزم جهادی می کنیم کوری چشم تمام دشمنان بُزدلت / سال نو را هم جهاد اقتصادی می کنیم . . . فلسفه و حکمت نامگذاری ها از سال ۱۳۷۳ تا کنون هر سال همراه با پیام نوروزی و به ابتکار مقام معظم رهبری نام و شعار مخصوصی تعیین میشود. در مورد حکمت این نامگذاری ها از دو جهت میتوان سخن گفت جهت اول فلسفه نامگذاری ها به طور کلی و جهت دوم فلسفه و حکمت نام هرسال بطورخاص. در مورد جهت اول یعنی حکمت نامگذاریها چند نکته لازم به ذکر است: الف :هدایت گری وظیفه رهبری در یک نظام الهی واسلامی ،هدایت همه جانبه انسانها به سوی سعادت و کمال است. او مسئولیت هدایت دلها،ذهنها،جانها و اندیشه ها را به عهده دارد ،نقش او در بالنده نمودن افکاروارائه سرخط و موضوع مناسب جهت تعالی بخشیدن به عقلها و سوق دادن اندیشه های جامعه به سمت مسائل اساسی و مهم و زمینه سازی برای طرح آراءو انظار و شکوفایی ذهن ها در پرداختن به نیاز های هرعصروزمان ،نقش بی بدیل و منحصر به فردی است.بنابراین ناگذاریها راباید دراین راستا به تحلیل نشست. ب:هدفگذاری هدفگذاری و آماج نمائی ملی همیشه عامل نشاط ،حرکت،همدلی ،همسویی و هم افزائی نیروها در جامعه میگردد. انتخاب یک شعار یا هدف برای یک سال: - وحدت کلمه سالانه ای را در بین همگان شکل میدهد. - به انسجام ملی در مسیر حرکت کشور کمک میکند. - جریانها وجناحهای خودی و وابسته به نظام را هم سو مینماید. - مباحثات و گفتگوهای پراکنده را به صورت هدفمند، سامان و جهت میدهد - نسبت به تهدیدات و خطرات پیش رو هشدار میدهد و برای آمادگی مقابله با آنها توجه لازم را ایجاد میکند. - افکار عمومی را جهت داده و در حل مشکلات و مسائل به کار میگیرد. - تلاشها و سیاستها و برنامه ها را پیرامون موضوع خاصی تمرکز می بخشد. - وحدت رویه به وجود می آورد و پاسخگویی نسبت به آن را در انظار عمومی سبب میشود. - ارزشها ومفاهیم مورد نظر را که در جامعه بسیار موثر و تعیین کننده هستند برجسته نموده و تبیین مینماید. - نیاز های اساسی و اقتضاءات زمانه را مورد توجه عموم قرار میدهد و اولویت ودغدغه اصلی اسلام و نظام اسلامی را تعیین میکند. - انگشت اشاره ای به سوی مهمترین مسائل جامعه میشود. - بهانه ای برای تولید علم و ادبیات لازم در زمینه خاصی را فراهم کرده و خلاءهای علمی وفکری موجود در مورد آن موضوع را برطرف میکند. همه این آثار ازناحیه انتخاب یک شعار وهدف ملی به دست می آید. ج:اصلاح فرهنگ عمومی نامگذاری سالانه به اصلاح فرهنگ عمومی جامعه بسیار کمک کرده و میکند. نامهایبی معنی وموهوم برجای مانده از فرهنگ باستانی را از از فرهنگ جامعه حذف کرده ، مسائل ارزشی را در فرهنگ جامعه نهادینه مینماید. منشأ تولید ادبیات ، علم و محتوا های مناسب پیرامون هر یک از این نامها و شعار ها میگردد . آگاهی های عمومی را توسعه می بخشد ،خلاقیتها و نوآوری هایی را در اطراف آن شعار به وجود میآورد و همانگونه که هر سال مشاهده نموده ایم فرهنگ عمومی جامعه را در مورد آن نام نه تنها اصلاح بلکه به معنی حقیقی کلمه، ارتقاء و اعتلاء می بخشد. درمورد جهت دوم یعنی حکمت نامهاوفلسفه هریک از نامها نیزتنها به یک نکته اشاره میشود و آن اینکه بررسی هریک و آثار و نتایج ودستاورد های آنها مطالعه مستقلی را می طلبد و آثارایجابی و همچنین پیامد های سلبی هریک از آنها ( پیشگیریها) و نقش هر یک از نامها در تصحیح روند حرکت در کشور و تناسب آنها با متن مسائل ونیازهای آن سال و در مجموع مثبت بودن هریک ، قابل انکار نیست .عمده مقاصد نامگذاریها،حاصل شده و روند رو به رشدی را در پیاده سازی شعارهای سال، شاهد بوده ایم به گونه ای که برای شعار سال ۸۹ یعنی همت مضاعف و کار مضاعف مقام معظم رهیری اظهار رضایت کرده و در پیام نوروزی خود فرمودند: ما ملت ایران به توفیق الهی و به فضل پروردگار در سال ۸۹ توانستیم کارهای بزرگی را انجام دهیم. ما سال ۸۹ را به نام «سال همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری کردیم. خوشبختانه در سرتاسر سال، این شعار تحقق عملی پیدا کرد. میتوانم ادعا کنم که یکی از شعارهائی که در طول این سالها بیشترین بهره را از توجه مردم و مسئولان و عمل آنها و انطباق وضعیت کشور با خود دارا بود و برد، همین شعار «همت مضاعف و کار مضاعف» بود، که واقعاً ملت و دولت خوشبختانه در این کار، در این حرکت سالیانه، همت مضاعف و کار مضاعف را نشان دادند. ما در زمینههای اقتصادی، در زمینههای سیاسی، در زمینهی حضور عظیم و پرشکوه مردم در عرصههای مختلف سیاسی و انقلابی، در عرصهی علم و فناوری و در عرصهی سیاست خارجی، در بخشهای مختلف، خوشبختانه کارهای بزرگی را شاهد بودیم که هم مسئولین کشور، قوهی مجریه، قوهی مقننه و قوهی قضائیه انجام دادند؛ بخصوص قوهی مجریه در این دورانِ یکساله کارهای بزرگی را انجام دادند که از جملهی آنها همین مسئلهی حساس و بزرگ هدفمندی یارانههاست، که این کار بزرگ را شروع کردند و امیدواریم انشاءالله با موفقیت کامل این کار به انجام برسد.
بر دفع بدی چراغ و هادی داریم
در سال جهاد اقتصادی گوییم:
عشق است که رهبری جهادی داریم
***
ما در تن خود روح جهادی داریم
روحیه ی احمدی نژادی داریم
امسال به امر حضرت خامنه ای
تکلیف جهاد اقتصادی داریم
-سلام ا... عليه- بايد خودمان کوشش کنيم و خودمان جهاد کنيم، جهاد در دانشگاه ها و دانشکده ها، جهاد در کارخانه ها و کارگري ها،جهاد در کشاورزي ها، جهاد در مدارس ، جهاد در دانشگاه ها ، جهاد در همه جا ، جهاد در جبهه ها و جهاد در پشت جبهه ، شياطين در همه اين گروه هايي که براي خدا قيام کرده اند ممکن است نفوذ کرده باشد.


به منظور تحقق بخشي از اهداف تعيين شده در برنامه چشم انداز بيست ساله كشور، بر اساس بررسيها و تحليلهاي كارشناسانهاي كه اعضاي كميته اقتصادي مؤسسه فرهنگي هنري ياس طي جلسات مختلف خود به عمل آوردهاند، ميتوان معيارها و راهبردهاي زير را به عنوان بايستهها و لوازم حركت رو به تكامل نظام اقتصادي ايران در سال « جهاد اقتصادی » مطرح نمود:
بخش اول: موازين و اصول راهنما
1 - معيارهاي تصميمگيري در نظام اقتصاد اسلامي
براي آن كه بتوان مبناي روشني براي نظام تصميمگيري عادلانه در يك جامعه اسلامي با ملاحظه شرايط و مقتضيات زمان و مكان ارائه داد، شايد بتوان با تكيه بر معناي "وضع بايسته" در يك نظام اقتصادي براي معيار عدالت، عادلانه بودن يك نظام اقتصادي را با ملاحظه دو معيار ديگر اقتصادي به طور بهتري توصيف نمود. به همين منظور و براي توضيح بيشتر معيارهاي عدالت ميتوان از دو معيار: "كارايي" و "تراضي" نيز استفاده نمود.
1 - 1 - تعريف عدالت اجتماعي
عدالت اجتماعي عبارت است از: "ايجاد شرايط براي همه به طور يكسان و رفع موانع براي همه به طور يكسان."
1 - 2 - اصول و معيارهاي عدالت اقتصادي
اصل1 - در شرايطي كه مالكيتها عمومي و همگاني باشد، يعني مالك فرد خاصي نباشد، در آن صورت معيار عدالت، حق برخورداري برابر است.
اصل 2 - آنجا كه مالكيتها خصوصي باشد، معيار عدالت شايستگي است كه ارزش افزوده حقيقي تعيين كننده آن هست.
اصل 3 - در مالكيتهاي دولتي و انفال به تعبير علامه طباطبايي (ره) اصل بر اين است كه همه اموال مال همه مردم است.البته نظارت و ولايت دولت لازم هست، ولي دولت نمي تواند از معيارها خارج شود. اينجا معيار اصلي با توجه به معني وضع بايسته براي عدالت كارايي فني است كه از منابع بايد حداكثر استفاده بشود، براي يك توليد خاص حداقل منابع را بايد استفاده كنيم، يعني از اين منابعي كه ما استفاده كرده ايم، اگر بتوانيم توليد بيشتري داشته باشيم، چرا نداشته باشيم؟
اصل 4 - درخصوص خود اموال، با توجه به معني وضع بايسته براي عدالت و ضرورت بهره برداري از اموال براي قوام جامعه، معياركارايي فني مطرح است، يعني هر مالي كه در اختيار ما هست بايد به نحو عاقلانه مورد استفاده واقع شود و تلف نشود. .
اصل 5 - در بازار و در كل اقتصاد، با توجه به معني وضع بايسته و موضع قوام براي اموال، معيار "كارايي تخصيصي" مطرح است.كارايي تخصيصي به اين مفهوم است كه از توليدات،بيشترين رضايت مندي حاصل شود.
به نظرما هر دو اين معيارها با چارچوب اقتصاد اسلامي هماهنگ است. از ديدگاه اقتصاد اسلامي كارايي فني را معادل عدم اسراف ميدانيم. اسراف كردن يعني حق مال را رعايت نكردن، يعني منابع را به دور ريختن، اين منابع ميتوانست مقدار خاصي توليد داشته باشد، چرا آن را به دست نياورديم . كارايي تخصيصي به مفهوم "احسان" است. احسان در اسلام و در شريعت ما فقط به مفهوم نيكوكاري نيست، به معني كار نيكو است. امام علي (عليه السلام) ميفرمايند: "قيمه كل امرء ما يحسنه" (قيمت هر كس به اندازة عملكردش ميباشد.) عملكردي كه ميتواند در بازار آن تعيين ارزش شود.
جنبة ديگري كه در كنار اين معيارها ميتوان مطرح كرد معيار تراضي است كه از مستندات "اوفوا بالعقود"، "المؤمنون عند شروطهم"، قاعدة "لا ضرر و لا ضرار"، قاعدة "تجاره عن تراض" و "رضي الرعيه" برداشت ميشود. در اسلام براي تراضي جنبههايي چون رضايت همة مردم و رضايت طرفين مطرح شده است.
به طور كلي دستور حضرت علي (عليه السلام) به مالك اشتر را بايد مبنا قرار بدهيم كه در هر نهاد: چه مجلس، چه دولت، چه سازمان برنامه و بودجه و جاهاي ديگر بايد سه معيار را با هم در نظر بگيريم و اين سه معيار را با هم ضريب بدهيم:" و ليكن احب الامور اليك اوسطها في الحق" از لحاظ حق حالت وسط، "اعمها في العدل" از لحاظ عدالت گسترده ترين و "اجمعها لرضي الرعيه" و از نظر رضايت دربرگيرندهترين باشد.
2 - تعيين سهم نهادهاي اقتصادي
باتوجه به سه معيار فوق حالا مسئله ديگر تعيين سهم نهادهاي مؤثر اقتصادي است:
بالاخره هر الگوي توسعه بايد روشن كند كه: سهم دولت چيست؟ سهم بنگاههاي اقتصادي چيست؟ سهم بازار در اين زمينه چيست؟ بين اينها ما بايد يك تركيب همگن و مشخص را داشته باشيم كه به تعبيري ميتوان همان سه معيار را در نظر گرفت كه دولت بيش از همه پاسدار ارزشهاي عمومي و قرارداد اجتماعي باشد و براي عدالت زمينه سازي كند؛ بنگاهها بيشتر به كارايي توجه داشته باشند، و بازار هم بر تراضي استوار باشد تا "رضي الناس" جنبه عيني يابد.
بر اين مبنا ميتوان كاركرد دولت و وظايف آن را به حوزههاي آموزش، بهداشت، امنيت و رفع خلأهاي توسعه محدود ساخت . به اين ترتيب:
دولت بايد به عنوان نهاد مكمل و نه به عنوان نهاد جانشين براي فعاليت بخش خصوصي عمل كند.
فعاليتهاي دولت در اقتصاد با دو معيار اصلي كارايي و عدالت اقتصادي مورد ارزيابي واقع ميشود چه مالكيت عمدتاً در دست بخش خصوصي باشد و چه در اختيار بخش دولتي قرار گيرد.
عمدهترين وظايف دولت در اقتصاد عبارتند از:
الف - تعريف حقوق مالكيت بر مبناي محتواي قرارداد اجتماعي و دفاع و حفاظت از آن.
ب - مبارزه با انحصارات و دفاع از رقابت.
ج - توليد كالاهاي عمومي بويژه فعاليت در زمينههاي حفاظت از محيط زيست، ارتقاي فناوري و پژوهشهاي بنيادي و ارائه اطلاعات صحيح و شفاف.
د - ايجاد فرصتهاي برابر (بويژه در حوزه آموزش) و دسترسي يكسان به امكانات عمومي براي همه.
هـ - مديريت و مسؤوليت "توسعه" در چارچوب اقتصاد بازار، با اين شرط كه دخالت و يا هدايت دولت بايد منجر به راهاندازي و تقويت بازارها شود و نه از كار انداختن آنها.
ز - پيگيري سياستهاي توزيع مجدد درآمد به منظور تأمين نيازهاي اساسي و فقرزدايي و يا برقراري رفاه متعارف، با اين شرط كه اين سياستها نيز در راستاي عدم اختلال در بازارها و بلكه در صورت امكان با هدايت دولت و از طريق بنگاههاي اقتصادي انجام پذيرد.
ح - ايجاد بازارهاي مفقوده از قبيل بازار سرمايه و پوشش دادن به ريسكهايي كه بازارها در تضمين آن ناكام هستند.
3ـ موانع نهادي نظام تصميمگيري اقتصادي در ايران( سلطه ناموزون برخي قلمروها در ساير قلمروها )
ادبيات علوم اقتصادي در طي نيم قرن گذشته تحولات زيادي را شاهد بوده است. از آن جمله ميتوان به پيدايش واژهها و سر فصلهاي جديد از جمله: نگاه سيستمي، اقتصاد محيط زيست، و به ويژه مباحث سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي در كنار سرمايه فيزيكي اشاره نمود. سرمايه انساني آموختهها، ظرفيتها و مهارتهاي نيروي انساني است و باعث تخصيص بهتر منابع و ايجاد رضايتمندي بيشتر از تخصيصها و تصميمها ميشود. بالاتر از اين، سرمايه اجتماعي، اندوختهها، تجارب و باورها و فرهنگ ملي است كه موجب انسجام ملي و شرط تعادل و پايداري سيستم اجتماعي است.
در بستر تحولات فكري جديد نظريه عدالت اجتماعي و عدالت توزيعي نيز با نگاه فراگيرتري انسجام يافته است. براساس ديدگاههاي والزر(Walzer) به جايسخن از كالاهاي اوليه (Primary Goods) از كالاهاي اجتماعي (Social Goods) نام برده ميشود. اين نظريه انسانها را در تعامل با يكديگر پيوسته در حال تخصيص يا مبادله كالاها در برابر هزينهها و پاداشها ملاحظه ميكند كه در آن فهم و برداشت افراد جامعه از اين كالاها نقش تعيين كننده در توزيع و تسلط بر آنها دارد. در اين ديدگاه در عين مشروعيت بخشي به سلطه جزئي در داخل هر قلمرو اجتماعي به تعادل و انسجام قلمروهاي مختلف از جمله پول، مقام وموقعيت شغلي، كار، اوقات فراغت، تعليم وتربيت، عشق و خويشاوندي، قدرت سياسي و عضويت اجتماعي تأكيد ميشود . به اين ترتيب با هر گونه انحصار به اين معنا كه قلمروي حوزه نفوذ قلمرو ديگر را تحتالشعاع قرار دهد عملاً مخالفت ميشود و از تشكيل آن جلوگيري به عمل ميآيد.
به اين ترتيب، براساس ديدگاه عدالت در قلمروها (Spheres of Justice) ميتوان تفسير بهتري از وضعيت نظامهاي اجتماعي و اقتصادي كشورهاي توسعه نيافته به دست داد كه چگونه براي مثال، قلمرو "قدرت سياسي" زمينه نفوذ قلمروهاي ديگر نظير "پول" را برهم ميزند و موجب كاهش ارزش آن ميگردد.
چنانچه بخواهيم اين نظريه را با وضعيت اقتصاد ايران تطبيق دهيم، ناهماهنگي و تركيب ناموزون قوا در تعامل ميان هريك از قلمروهاي مختلف سلطه در نظام اجتماعي ايران يك وضعيت ناعادلانه تلقي ميشود و لذا باعث اختلال نظام اجتماعي و اقتصادي از كاركرد بايسته آن ميگردد. از جمله مهمترين نارسائيها ميتوان از ناهماهنگي نظام حقوقي و قضايي با الزامات توسعه متوازن و خودجوش برخاسته از انگيزههاي بخش خصوصي نام برد. در اين زمينه بر عكس اين نظام بيش از همه در خدمت يك نظام دولت سالار و رانتير است.
از ديگر مصاديق مهم اين بحث سلطه نظام سياسي تعيين كننده نحوه توزيع درآمدهاي رانتي نفت در ايران است كه به جهت قدرت بالايي كه دارد ميتواند تركيب قواي مؤثر در ساير حوزهها از جمله نمايندگان مجلس، قضات، وزرا، رؤساي سازمانهاي تصميم ساز از جمله بانك مركزي، سازمان برنامه و بودجه، صدا و سيما و... را با منافع خود همسو سازد.
در همين راستا، سؤال مهم در ذهن تحليل گران نظام اجتماعي و اقتصادي در هر كشور اين است كه آيا هيئت حاكمه نظام رانتير ميتواند خود به اصلاح نظام حاكميت بپردازد؟ و آيا نظام تصميمگيري مبتني بر درآمدهاي رانتي نفت خود ميتواند زمينه رهايي از اين فرايند را فراهم سازد؟ اگر پاسخ مثبت است، در آن صورت سؤال ديگر اين است كه آيا در اين وضعيت وفاق عمومي و رابطه پايدار و مستحكم هيئت حاكمه و ملت به عنوان مهمترين سرمايه اجتماعي تجديد خواهد شد؟
براساس تئوريهاي پيشرفته اقتصادي تحقق توسعه پايدار منوط به آماده سازي شرايط خاصي است كه مهمترين شرط آن همدلي ميان مردم و هيئت حاكمه است به نحوي كه همگي به چارچوب قرارداد اجتماعي و ميثاق عمومي تعريف شده در آن جامعه كه منافع و خواستههاي همه هويتهاي فردي و جمعي در آن تعقيب ميشود، متعهدند و همگي در برابر قانون برخاسته از اين چارچوب قرارداد اجتماعي مسؤول و پاسخگو ميباشند و شفافيت رفتارها از طريق نظام اطلاع رساني صحيح و كارآمد و آزاد تضمين شده و در اثر اين نظام كارآمد كه عمدتاً غيردولتي است و با حمايت نظام قضايي همراه است، با هرگونه پنهان كاري مخالفت ميشود.
فقط در اين شرايط است كه ميان عدالت و كارايي سازگاري وجود دارد و در اثر آن ميتوان به رشد توأم با توزيع عادلانه ثروت دست يافت. بايد پذيرفت كه اين اهداف مهم به راحتي قابل حصول نيستند و با شعار نميتوان به آن دست يافت.
اين شرايط اخلاقي لازمه تمدن سازي مستقل و ماندني است. عدم پايبندي نهادهاي سياسي كشور به قوانين اساسي و معتقدات (باورهاي) عمومي، بستر رشد و توسعه را از بنيان تخريب ميكند. امنيت قانوني نيروي انساني، سرمايه و مديريت را به مخاطره عميق ميافكند و آينده نگري در عرصههاي اقتصادي و اجتماعي را ناممكن ميسازد.
اين ناامني ساختاري تمامي بخشهاي اقتصادي كشور، چه دولتي، چه خصوصي و حتي نهادهاي نه دولتي و نه خصوصي، اما وابسته به قدرت سياسي را، از مديريت كارا و تخصيص بهينه منابع محروم ميسازد. در چنين فضايي برنامه خصوصي سازي و مبارزه با انحصار از يك طرف بر احساس ناامني مديريت دولتي و نهادها ميافزايد و از طرف ديگر بخش خصوصي كارآفرين نميپرورد؛ ... در فضاي سياسي و اقتصادي موجود، جابه جايي سرمايه و مديريت از يك بخش به بخش ديگر و يا تغيير در نظام اداري كشور الزاماً به تحول در كارايي و افزايش بهرهوري كار، مديريت و سرمايه نميانجامد. از اين روست كه نميتوان راه حل معضلات اقتصادي كشور را از سياستهاي اقتصادي متداول و برنامههاي رايج خصوصي سازي و تعديل انتظار داشت...."
بخش دوم: راهبردها
1 - برنامهريزي براي استفاده كارا و مولد از درآمدهاي نفت
شرط اصلي به كارگيري درآمدهاي نفتي در مسير عدالت اقتصادي اين است كه اين درآمدها صرفاً به طور كارا و اثربخش به كار گرفته شوند. منظور از احراز معيار كارايي در تخصيص درآمدهاي نفتي آن است كه اين درآمدها در زمينههاي مولد ثروت به كار گرفته شوند تا از حجم ثروت ملي كاسته نشود و اين زماني ميسر خواهد شد كه درآمدهاي نفتي در بهترين گزينهها به كار گرفته شوند. هرگونه استفاده از درآمدهاي نفتي در زمينههاي غيرمولد ثروت به منزله استقراض از منابع ملي و ثروت ملي است و لازم است در حساب جداگانهاي ثبت شده و براي برگشت آن برنامهريزي شود. امروزه مهمترين اصل توسعه پايدار، عدالت بين نسلي است به اين معنا كه هر نسل حداقل ميبايست به اندازهاي كه خود به منابع و ثروتهاي عمومي دسترسي داشته به نسل بعد منتقل نمايد. اين مبنا در بهره برداري از درآمدهاي نفت نيز لازم است مورد توجه جدي قرار گيرد.
2 - مقابله با انحصارات و ايجاد رقابت
به منظور رفع انحصارات و بويژه قاعدهمند ساختن رفتار دولت در اقتصاد لازم است اولاً از انحصارات بيضابطه دولتي جلوگيري شود و ثانياً با بسترسازي لازم زمينه فعاليت بخشهاي تعاوني و خصوصي در اين زمينهها با تكيه بر اصل رقابت فراهم گردد. رقابت در اقتصاد باعث اجرايي شدن اصل دوم عدالت اقتصادي ميگردد. اين دو هدف صرفاً با تعيين قانون جامع و شفاف قابل تأمين است كه ميتواند بستر حقوقي لازم را براي عملكرد بازارهاي رقابتي فراهم سازد و رفتار دولت را در چارچوب قواعد و معيارهاي مشخص تنظيم نمايد. در عين حال بايد افزود: در زمينههايي نظير امور دفاعي و امور مربوط به حفظ امنيت شهروندان انحصاردولت موردتأييد است و ازآن حمايتجدي بايدبهعمل آيد.
3 - سالم سازي فعاليت اقتصادي ( مبارزه با فساد و تبعيض)
سالم سازي فعاليت اقتصادي مستلزم اين است كه سازوكار و منطق اقتصادي مبناي كليه تصميمهاي اقتصادي قرار گيرد. چه رقابت در شرايط سالم اقتصادي (در چارچوب تحقق موازين عدالت اجتماعي در نظام اقتصادي) باعث تعيين پاداشها بر اساس شايستگي ميگردد. اما نكته مهم در اين زمينه اين است كه زمينه سازي براي فعاليت سالم اقتصادي و استقرار موازين عدالت اجتماعي در نظام اقتصادي ايران مستلزم دخالت دولت به عنوان مظهر اراده عموم جامعه است. بر اين مبنا سالم سازي اقتصاد ايران نيازمند برنامه ريزي آگاهانه و دقيق است تا با كليه مظاهر فساد و تبعيض در اين اقتصاد مقابله شود.
4 - اصلاح نظام تصميمگيري و ايجاد اجماع براي سياستگذاري
( طراحي اهداف استراتژيك و تعريف مكانيسمهاي لازم براي حصول به آن براساس تفكر سيستمي و واقعبينانه و با ملاحظه هزينههاي فرصت)
در مرحله فعلي اقتصاد ايران كه فرصتهاي زيادي از دست رفته است ضروري است در چارچوب يك تفكر سيستمي و هماهنگ اهداف استراتژيك نظام اقتصادي ايران به طور واقعبينانه تعريف و سازوكارهاي نيل به آن نيز براساس تئوريهاي معتبر علمي مشخص شود. كارگزاران نظام بايد به خوبي به اين نكته توجه كنند كه امكان نيل به همه اهداف ايدهآل ـ كه در بيست سال اخير به بيانهاي گوناگون مطرح شده ـ به يكباره وجود ندارد و نيل به هدف بدون گذر از فرايندهاي طبيعي آن ميسر نيست. بنابراين لازم است اهداف استراتژيك بر همه هدفهاي ديگر برتري يابند و آن هدفها به مراحل بعد واگذار شوند. به عنوان مثال چنانچه هدف استراتژيك نظام در مقطع فعلي اشتغال مولد تعريف ميشود و فرايندهاي مشخصي براي فعاليت بخش خصوصي در اين زمينه از سوي كارگزاران نظام تعريف ميشود نميتوان با اعمال مقررات ناهماهنگ از جمله تعيين تعرفههاي گمركي بالا و يا بالا نگه داشتن نرخ ارز اين انتظار را عمل نمود.
يكي از مسائل مهم در اين زمينه كمبود سرمايهگذاري و پس انداز در ايران است. بنابراين ضرورت دارد زمينههاي لازم را براي ورود سرمايهها بويژه سرمايه ايرانيان مقيم خارج از كشور براي ايران ـ البته براساس ضوابط شناخته شده ـ فراهم نمود.
نكته مهم در اين مسئله راهبردي اين است كه تصميمگيريها لازم است به صورت جمعي و با ملاحظه همه نظرات و در فضاي قابل نقد اتخاذ شوند و همين امر خود زمينه ساز اجرايي نمودن اين تصميمات خواهد بود وگرنه نظراتي كه زمينه پذيرش عمومي نداشته باشند بديهي است كه ـ براساس تجربه بيست سال اخير ـ قابل اجرا نخواهند بود. اين فرايند ميتواند توسط يك نهاد قوي تخصصي براي سياستگذاري عمومي در كشور انجام پذيرد . اين نهاد ميتواند به عنوان يك "دست مرئي" و براساس تفكر سيستمي راهكارها و ابزارهاي نيل به اهداف استراتژيك را تعيين نمايد.
مسئله ديگر اينكه نميتوان انتظار داشت كه ساختارهاي فعلي كارگزاران دولتي مسئول اين نوع تفكر سيستمي و واقعبينانه باشند بلكه جمع هماهنگ تخصصهاي مختلف در بستر منافع اجتماعي و فارغ از مافياي دولت (به معناي عام آن) به عنوان "مجمع نخبگان" كليد اين گونه تصميمات است تا چنين نهادهايي امكان نقد و ارزيابي عملكرد دولتها را نيز داشته باشند. اين نهادها جنبه مدني دارند و بدون ايجاد بستر لازم براي شكلگيري امكان ظهور ندارند.
5 - مبنا قرار گرفتن قيمتهاي بازار در تصميمگيريهاي اقتصادي و در محاسبه هزينهها در برنامههاي توسعه
سؤال جدي فراروي نظام تصميمگيري در ايران اين است كه مبنا در تصميمگيري و تصميمسازي اقتصاد ايران چه بايد باشد؟ ساز و كار دستوري؟ بازار آزاد؟ و يا مبنا قرار گرفتن ساز و كار قيمت و انگيزه بخش خصوصي در فعاليتها حتي براي دولت؟ كداميك؟
بررسي واقعيتها و ضرورتهاي اقتصاد ايران دلالت بر اين دارد كه ادامه روند موجود جز با حاكميت قواعد بازار و ايجاد عرصه فعاليت مطمئن برا ي بخش خصوصي ممكن نخواهد بود. اجراي موفق اين هدف با دادن اطمينان و افق روشن به مردم در برابر تغييرات اصلاحي ميسر است. يك نكته كليدي در اين زمينه آن است كه اصلاحات اقتصادي در ايران صرفاً نميتواند بر اساس اتكا به نقش بازار آزاد صورت پذيرد. اتكا به بازار جزء اصول است اما در شرايط مناسب اقتصادي و بعد از حاكم ساختن اصول و موازين عدالت اجتماعي و ايجاد فرصتها و شرايط برابر و يكسان.
اگر قيمتهاي عادلانه در بازار سالم رقابتي اقتصادي مبناي تصميمگيري مديران توسعه واقع شود عوامل دخيل در فعاليت اقتصادي نفع بيشتري خواهند برد و علاوه بر اين ميزان تضييع اموال عمومي به طور روشنتري معلوم ميشود. چنانچه نرخهاي دستمزد و حقوق و مزايا نيز بر اين مبنا مورد محاسبه واقع شوند زمينه براي حضور پرفروغ عوامل كارآمد خودبخود مهيا ميشود. فقط در اين شرايط است كه نيروي انساني كارآمد در اثر بهبود بهرهوري و كار مفيد به پاداش بيشتري نايل ميگردد و نيروهاي ناكارآمد خودبخود يا از سيستم حذف شده و يا مجبور به اصلاح موقعيت يا شرايط خود خواهند بود.
5 - 1 - ثمره اجرايي
با توجه راهبرد فوق ميتوان به معيارهاي اجرايي زير دست يافت:
- استخدام و ترفيع بر اساس شايسته سالاري با حقوقهاي رقابتي
- تعيين نظام تعيين دستمزد و پاداش و ارزش گذاري بر اساس عملكرد و ارزش افزوده حقيقي
6 - حفظ امنيت و سلامت بازارهاي مالي
حفظ سلامت بازارهاي مالي در ايران نيازمند توجه به راهبردهاي زير است:
بانكها نميتوانند بر خلاف نيت سپرده گذاران و برخلاف موضوع وكالت در سپردههاي آنان تصرف كنند و چنانچه در حد بازدهي قابل پيش بيني(نرخ بازدهي طبيعي) از اين وجوه نتوانند بهرهبرداري كنند وكالت آنها زير سؤال ميرود و لياقت واسطهگري اين وجوه را از دست ميدهند. بنابراين بانكها بر اساس عقد وكالت مجبورند حقوق اموال سپردهگذاري شده را پاسداري كنند.
نهادهاي مالي در ايران شايسته است از برخي روشهاي تأمين مالي متعارف در غرب كه از شبهه ربوي كمتري برخوردارند الگوبرداري كنند، از جمله اين روشها ميتوان به عملكرد صندوقهاي تعاوني (Mutual Funds) و اتحاديههاي اعتباري (Credit Unions) اشاره كرد كه منافع اتحاديه يا تعاوني خود را از طريق تأمين نيازهاي كالايي اعضا يا خريد سهام ساير شركتها از طرف اعضا دنبال ميكنند.
بر اين مبنا تفكيك فعاليتهاي بانكهاي تجاري از بانكهاي تخصصي ضرورت دارد. در اين چارچوب ميتوان عملكرد بانكهاي تجاري را به عقود مبادلهاي( فروش اقساطي، اجاره به شرط تمليك و تنزيل) محدود نمود و در مقابل بانكهاي تخصصي با تغيير ساختار و سازمان به صورت مشاركتي و در قالب بازار سرمايه عمل كنند.
در عين حال يك محور كليدي در خصوص سلامت فعاليتهاي نظام بانكي اين است كه اين نظام در شرايطي از سلامت لازم برخوردار است كه منافع و عوايد آن فراگير باشد و در دست عدهاي محدود متراكم نشود(كي لايكون دوله بين الأغنياء منكم؛ سوره حشر، آيه 7)
سياست اجرايي: تضمين دسترسي گروههاي فقير و حاشيهاي به سرمايههاي مالي(تعميم مشاركت)
7 - اصلاح نظام توزيع درآمد و ايجاد نظام تأمين اجتماعي هدفمند و اثربخش
اجراي موفق راهبردهاي فوق در مواردي ممكن است اثرات سوئي بر رفاه اقشار مستضعف و آسيب پذير جامعه داشته باشد . در كشورهاي مترقي براي مقابله با اين اثرات از نظام تأمين اجتماعي كارآمد استفاده ميشود. عليرغم تشكيل وزارت رفاه اجتماعي در ايران تاكنون سيستم جامعي در اين زمينه طراحي و اجرا نشده است. از جمله مهمترين موارد در اين زمينه موضوع نظام يارانهاي كشور است.
درحال حاضر نظام توزيع يارانهها هدفمند نمي باشند و براي آن هدفي كه نظام يا قانونگذار به دنبال آن بوده به كار نمي رود. شايد بهترين نوع يارانهاي كه موجود است، يارانه نان است كه در اين ارتباط از كل يارانه كالاهاي اساسي كه در حال حاضر حدود 3000 ميليارد تومان است، حدود 75% آن به نان اختصاص دارد و اين يارانهاي است كه به صورت مستقيم در اختيار مصرف كننده قرار ميگيرد و در عين حال هيچ محدوديتي ندارد
نويسنده با تأکيد بر اين که آن چه دولت ها در قالب سياست مالي به عنوان اهداف اقتصادي- اجتماعي اجرا مي کنند،در قرآن به شکل بسياردقيق و انساني تر آمده است،بحث خود را آغاز نموده است.
وي با مروري به اهداف سياست هاي مالي چون تخصيص منابع، توزيع مجدد در آمد، تثبيت اقتصادي و تأمين بودجه دولت به اهداف قرآني مي پردازد که از آن جمله اند: آزادي انسان ها، توزيع مجدد در آمد، سرمايه گذاري زيربنايي و تأمين بودجه با اتکا بر اصل بنيادين عدالت.
شکي نيست که تحقق اهداف نياز به ابزارهايي براي وصول به آنها دارد و اين امر از نظر قرآن نيز دور نمانده است، چنان که نويسنده اظهار مي دارد اين ها عبارتند از:ماليات ثابت و متغير، سياست درآمدي مبتني بر سطح اسراف و تبذير و هزينه هاي دولت از طريق ايجاد تعادل و توازن در سطح عمومي جامعه.
نکته اي که در اين رابطه خاطر نشان مي گردد اين است که ماليات اثر انقباضي در کاهش مصرف مردم دارد و هزينه هاي دولت اثر انبساطي در جامعه به بار خواهد آورد و در پي آن تعادل مطلوبي به وجود مي آيد.
واژگان کليدي: ماليات، صدقات، سياست مالي، اهداف اقتصادي، جامعه ديني.
مقدمه
تا يک قرن قبل،اهميت و جايگاه سياست مالي و پولي دراقتصاد ترديد پذير بود و تأثير مثبت دخالت دولت بر اشتغال، تورم، بيکاري، توزيع درآمد، تخصيص منابع، رشد و توسعه ي اقتصادي، پس انداز، سرمايه گذاري و کارايي اقتصاد، انکارپذير.
کم نبودند انديشمنداني که آموزه هاي انساني پيشوايان دين را به چالش مي کشيدند و حمايت از نيازمندان را مخالف قانون طبيعت مي شمردند و دخالت دولت در جهت توزيع مجدد درآمد و تخصيص منابع و تحت پوشش قرار دادن اقشار کم درآمد را ناروا و دخالت ناصواب در نظام عرضه و تقاضا مي پنداشتند،ولي امروزه تأثير دخالت ارشادي دولت در بهبود توزيع و توليد و افزايش مطلوبيت در مصرف، انکارناپذير است.
بدين ترتيب، اگر بيشتر به آثار اقتصادي و اجتماعي دستورات وتوصيه هاي ديني در رابطه با توليد، توزيع و مصرف نگرشي منفي وجود داشت، امروز چنين نيست. در واقع، ايجاد سازمان هاي تأمين اجتماعي و راه اندازي برنامه هاي حمايتي، با استفاده از ابزارهاي سياست پولي و مالي و مديريت و برنامه ريزي دولت ها به منظور ايجاد اشتغال، مبارزه با بيکاري و تورم، گوياي ضرورت
دخالت در دولت ها در جهت دست يابي به رشد و توسعه ي اقتصادي همراه با کاهش شکاف طبقاتي است.
آن چه دولت ها درقالب سياست مالي به عنوان اهداف اقتصادي- اجتماعي اجرا مي کنند، در قرآن به شکل بسيار دقيق و انساني تر آمده است.
در اين نوشتار ضمن اشاره به اهداف، ابزار و تأثير سياست مالي در اقتصاد معاصر، ديدگاه قرآن و اسلام را در اين موارد بررسي مي کنيم.
سياست مالي عبارت است از دخالت دولت در اقتصاد با استفاده ازابزارهاي مالي به منظور بهبود در توزيع درآمد، تخصيص منابع، تثبيت و توسعه اقتصادي
قبل از بحران 1929-1933 م، در کشورهاي صنعتي، اقتصاددانان بر اين باور بودند که دولت نبايد در اقتصاد دخالت کند و نبايد درحمايت ازگروه هاي آسيب پذير، ايجاد فرصت برابر ورقابت عادلانه وارد عمل شود، ولي ظهور آن بحران و تنش هاي اجتماعي به دليل غيرانساني و تحمل ناپذيري محيط کار و فقر و بيچارگي کارگران،نشان داد که از دست نامرئي کلاسيک ها کاري ساخته نيست. از ميان بحران ها و به دنبال اعتراضات انديشه وران، که به شرايط غيرانساني محيط کار معترض بودند و رشد روزافزون کمونيسم در غرب، کينز، اقتصادانان بزرگ انگليسي، ظهور کرد. او براي خروج از بحران و بهبود وضعيت اقتصادي، توزيع مجدد درآمد را مؤثرشمرد و فراهم سازي امکان مصرف بيشتراقشار کم درآمد را از زاويه يتقاضا، مفيد و براي خروج از رکود ضروري دانست (رشد و توسعه اقتصادي، بي تا، 2 /563، 5-680) از اين به بعد بود که سياست مالي به صورت جدي از زواياي مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
از ديدگاه اسلام، دخالت اقتصادي به منظور کارسازي مصرف متوسط براي همه ي مردم، جلوگيري از اسراف و زياده روي ثروتمندان،هدايت پس اندازها به سرمايه گذاري هاي زيربنايي و توليدي، فراهم سازي زمينه براي آزادي انسان ها و رهايي از دست اربابان زور و تزوير رهنمون شدن او به سمت
قله هاي بلند سعادت و تقرب به پروردگار توصيه مي شود.
اهداف سياست هاي مالي
اهداف سياست هاي مالي، با توجه به شرايط اقتصادي و چالش هاي سياسي، از کشوري به کشور ديگر مي تواند متفاوت باشد، ولي در اينجا به چند مورد اصلي بسنده مي کنيم.
1)تخصيص منابع
فعاليت هاي اقتصادي، براساس نظام عرضه و تقاضا، ممکن است در مسيري حرکت کند که باب طبع حکومت نباشد، يا با مصالح ملي همسو نباشد. به عنوان مثال دولت مي خواهد کالاهاي اساسي مورد نياز جامعه در داخل کشور توليد شود، ولي توليد کنندگان براساس منفعت خواهي شخصي ترجيح دهند کالاهاي لوکس و تجملي توليد کنند. در اين صورت از طريق بستن ماليات بر کالاهاي لوکس، دولت مي تواند روند تخصيص منابع را تغيير دهد و توليد کالاهاي اساسي را ترويج کند.
2) توزيع مجدد درآمد
دولت ها معمولاً سعي مي کنند ازطريق بستن ماليات بر کالاهاي لوکس، که طبقات مرفه جامعه مصرف مي کنند، و نيز توزيع آن در قالب يارانه به گروه هاي کم درآمد،عدالت اجتماعي را تحقق بخشند. همچنين از طريق بستن ماليات هاي مستقيم تصاعدي و نسبي مي توانند به توزيع مجدد درآمد کمک کنند.
3) تثبيت اقتصادي
به هردليل،به ويژه هنگام اجراي سياست توسعه اقتصادي، تورم پديد مي آيد. دولت براي جلوگيري از تورم، سياست انقباضي مالي را در پيش مي گيرد؛ يعني ماليات را افزايش مي دهد و از اين طريق تقاضاي مصرفي مردم را کاهش داده
نظام عرضه و تقاضا را به تعادل نزديک مي کند، يا در هنگام رکود اقتصادي، سياست انبساطي مالي را به کار مي گيرد، و ازراه افزايش در مخارج دولتي و با کاهش ماليات و در نهايت افزايش تقاضاي مؤثر،اقتصاد را از رکود خارج مي کند.
4) تأمين بودجه ي دولت
دولت براي اداره ي جامعه نياز به منابع مالي دارد. ماليات ها، مطمئن ترين و مناسب ترين منبع مالي دولت است و با استفاده از آن مي توان مخارج سرمايه گذاري هاي زيربنايي نظير جاده ها، فرودگاهها، نيروگاهها، بهداشت، آموزش و پرورش و غيره را تأمين کرد.
اهداف سياست مالي از ديدگاه قرآن
1) آزادي انسان ها
از ديدگاه اسلام، انسان محور تمام فعاليت هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي است. تمام برنامه ها و امکانات بايد در مسيري هدايت شود که راه رشد و کمال او را فراهم کند، زنجيره هاي اسارت و بردگي جسمي و فکري را از دست پا و فکر او بگسلاند. در آيه ي 60 سوره ي توبه درباره يموارد مصرف زکات، چنين آمده است: «انمّا الصّدقات للفقراء... و في الرّقاب و الغارمين»؛صدقات (زکات) به فقرا، .. تعلق مي گيرد و همچنان در راه آزادي بردگان و اداي بدهي بدهکاران و.. هزينه مي شود.
اين آيه،سياست مالي را از زاويه ي توزيع و هزينه کردن ماليات اسلامي بيان مي کند و نشان مي دهدکه رهايي انسان ها از بردگي از اهداف آن است. همچنين است زدودن زمينه هاي بردگي، زيرا در صدر اسلام بسياري از بردگان، بدهکاراني بودند که قدرت اداي ديون خود را نداشتند.(طالقاني، 1350، 2/ 252.اسلام،با استفاده از ابزار سياست مالي و اداي دين مديونان (الغارمين) زمينه ي بردگي را از جامعه مي زدود.
2)توزيع مجدد درآمد
شکي نيست، انسان ها استعداد و توانايي هاي متفاوت دارند. در اين ميان تعدادي پير،ازکارافتاده، بيمار و بي سرپرست مي باشند. از ديدگاه اسلام، درآمد و ثروت متفاوت قابل پذيرش است، ولي دولت و مردم موظفند تا به از کار افتادگان و نيازمندان،درحدي کمک کنند که نياز يک ساله آنها رفع شود.
قرآن، گروه هاي نيازمندي را که بايد از ماليات (خمس و زکات) به آنها کمک شود نام مي برد:
در آيه ي60 سوره ي توبه آمده است: «انّما الصّدقات للفقراء و المساکين... و ابن السّبيل فريضه من الله»؛ازجمله گروه هاي مستحق زکات، نيازمندان و بيچارگان و در راه ماندگان هستند که بر مؤمنان واجب است به ياري آنها بشتابند.
در آيه ي41 از سوره ي انفال مي خوانيم: «واعلموا انّما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساکين و ابن السّبيل»؛ بدانيد که هرچه به شما غنيمت و فايده رسد، خمس آن مال خدا و رسول و خويشان او يتيمان و فقيران و در راه ماندگان است.
آيه ي 7 سوره ي حشر، که در رابطه با هزينه کردن في ء آمده،تعابيري مشابه آيه ي 41 سوره ي انفال دارد و از همان شش مورد مصرفي نام مي برد که در آيه ي خمس آمده است؛با اين تفاوت که در سوره ي حشر، اولاً علت اعمال سياست مالي و توزيع ماليات ميان نيازمندان، يتيمان و در راه ماندگان را بيان مي کند:«کي لا يکون دوله بين الاغنياء منکم»؛(توزيع مجدد درآمد) به اين خاطر است که ثروت در دست اغنيا متمرکز نشود،ثانياً، به دنبال آيه (درآيه ي بعدي) به مصداق بارز ابن اسبيل اشاره مي کند:«للفقراء المهاجرين الّذين اخرجوا من ديارهم و اموالهم»؛ از جمله موارد مصرف انفال،فقراي مهاجراست؛آنها که به دليل اخراج از سرزمين و جدايي از اموال و دارايي خود نيازمند شده اند.
بدين ترتيب، دولت در فرايند برقراري عدالت و برابري در مصرف،بايد به نيازمندان، بي سرپرستان و مهاجراني که به سبب ظلم و ستم از سرزمين خود آواره شده اند، کمک کند و اين کمک در حدي باشد که مخارج سالانه آنها را
کفايت کند.
3) سرمايه گذاري هاي زيربنايي
سرمايه گذاري در بخش هايي که بازدهي مستقيم ندارد و بخش خصوصي دراين گونه فعاليت ها ازخود علاقه و رغبت نشان نمي دهند، مانند ساختن جاده ها و بزرگ راهها،نيروگاهها، راه اندازي بنادر و فرودگاه از منابع خمس و زکات مي توان مخارج اين گونه سرمايه گذاري ها را تأمين کرد.
درآيه ي خمس و انفال آمده: «فان الله خمسه و للرّسول و لذي القربي»؛ هزينه کردن خمس در راه خدا همان سبيل الله است که در آيه ي 60 سوره ي توبه آمده است، يعني تأمين مخارج ساختن راه ها،پلها، فرودگاهها و..
نام بردن پيامبر (ص) و ذي القربي در اين فهرست، نه به معناي مالکيت شخصي، بلکه گوياي صلاحيت آنها در رابطه با هزينه کردن خمس، زکات و انفال مي باشد (امام خميني، بي تا، 2 /280-200) هزينه کردن در زمينه ي آموزشي و بهداشت از اصلي ترين موارد مصرف خمس است. از همين دست است تأمين مخارج کارمندان، و «والعاملين عليها» و کمک هاي بلاعوض به افراد غيرمسلمان و حکومت هاي ديگر براساس عواطف انساني و مصالح اجتماعي،«والمؤلفه قلوبهم»
4) تأمين بودجه
تأمين بودجه، به همان اندازه ضروري است که حکومت ضرورت دارد تأمين مخارج کارمندان بخش عمومي، کمک به دولتها و افراد براساس مصالح اجتماعي، تأمين هزينه ي سرمايه گذاري هاي زيربنايي و.. نياز به وصول ماليات دارد.
اهداف تخصيص منابع و تثبيت اقتصادي، بر تجربيات بشري و مصالح عمومي مبني است. اين اهداف تا جايي قابل پذيرش است که با اصول ديگر در تضاد نباشد. به عبارتي، از ديدگاه اسلام، عدالت اصل بنيادي است و بي شک
اهداف سياست مالي، نبايد مخالف اين اصل باشد.
ابزارهاي سياست مالي از ديدگاه قرآن
از ديدگاه اسلام، سه ابزار براي اعمال برنامه هاي دولت و هدايت فعاليت هاي اقتصادي در مسير مطلوب و تأمين اهداف اقتصادي وجود دارد:
الف- ماليات ها
اگر نرخ ماليات هاي اسلامي را ثابت در نظر بگيريم (هرچند شواهد تاريخي به انعطاف پذيري آن گواهي مي دهد، نحوه يهزينه کردن آن تأثيرانبساطي و انقباضي بر اقتصاد مي گذارد. همچنين است سازوکار خودکاري که ماليات به نرخ ثابت به همراه دارد.
ب- مخارج دولت
دولت با افزايش حقوق کارمندان اداري، مخارج زيربنايي و پرداخت هاي انتقالي مي تواند قدرت خريد و تقاضاي مؤثرجامعه را بالا ببرد و به رشد و توسعه ي اقتصادي دامن بزند. تمام موارد هزينه همان طور که قبلاً گفته شد در قرآن آمده است.
ج-سياست درآمدي
دراين نوع سياست، دولت براي جلوگيري از تورم و رهايي از پيامدهاي زيان بار آن از راه تشويق و تهديد، مخارج بخش خصوصي را کاهش مي دهد. از ديدگاه قرآن، منع اسراف و تبذيرنوعي از سياست درآمدي است (حکيمي، 1373، 3 /133).
محدود کردن مخارج مصرفي،امکانات و منابع مالي را از مخارج مصرفي به سرمايه گذاري هدايت مي کند.جلوگيري از احتکار و مبارزه با تورم و رباخواري، سرمايه ها را به مسير مفيد و اقتصادي مي کشاند.
تأثيرسياست هاي مالي بر اقتصاد (از ديدگاه قرآن)
مي دانيم که ماليات، اثر انقباضي و مخارج، اثر انبساطي دارد. به اين معنا، افزايش ماليات، باعث مي شود که بخشي از درآمد مردم به دولت منتقل شود و مخارج مصرفي مردم کاهش يابد. اگر مردم کاهش در مصرف را از پس انداز جبران نکنند، قدرت خريد و به دنبال آن تقاضا تنزل مي يابد.
در مقابل، مخارج دولت اعم از هزينه هاي سرمايه گذاري، پرداخت هاي انتقالي و مصارف اداري، اثر انبساطي دارد. افزايش مخارج به معناي توزيع قدرت خريد در جامعه مي باشد؛ مثلاً وقتي دولت خدمات آموزشي را گسترش مي دهد يا حقوق کارمندان را بالا مي برد، بايد مخارجش را افزايش دهد. اين هزينه ها در قالب حقوق و دستمزد به جامعه منتقل مي شود و مردم بخشي از اين درآمد اضافي را به کالاهاي مصرفي اختصاص مي دهند. در صورتي که توليد و عرضه کالاها انعطاف ناپذير باشد،شکاف ميان عرضه و تقاضا به تورم و افزايش سطح عمومي قيمت ها منجر مي شود.
دراين جا تأثيرسياست مالي بر برخي از متغيرها را ارزيابي مي کنيم.
الف-تأثيرسياست مالي بر توزيع درآمد
به طورکلي نرخ ماليات (خمس، زکات، جزيه و خراج) يکنواخت است و تنها در يک مورد، يعني زکات گوسفندان، نزولي مي باشد. از آنجا که خمس به عنوان اصلي ترين بخش ماليات اسلامي، بعد از کسر مخرج سالانه به افراد تعلق مي گيرد، در واقع ماليات برپس انداز مي باشد که خانواده هاي کم درآمد از پرداخت آن معاف مي باشند و تنها ثروتمندان بايد يک پنجم پس انداز خود را درقالب خمس بپردازند. حال آن که مهم ترين مورد مصرف آن فقرا و نيازمندان هستند که اين امر، توزيع درآمد را بهبود مي بخشد.
اما زکات، جزيه و خراج، ماليات هايي مي باشند که در اقتصاد معيشتي کاربرد دارند و با توجه به نرخ ناچيز آن نزديک به 1/20 يا 5 /2 درصد، در اقتصاد صنعتي از اهميت و جايگاه قابل توجهي برخوردار نيست (مدرسي طباطبايي،
1363، 50-20) درهر صورت اين ماليات به دليل معافيت خانواده هاي کم درآمد و پرداخت آن به نيازمندان، همانند خمس، توزيع درآمد را بهبود مي بخشد و جامعه را به برابري بيشتر هدايت مي کند.
ب- تأثير سياست مالي بر مصرف، پس انداز و سرمايه گذاري
درآمد قابل تصرف (درآمد بعد از کسر ماليات)،به دو قسمت مصرف و پس انداز تقسيم مي شود.برهمين مبنا، وقتي گفته مي شود ميل نهايي به مصرف اقشار کم درآمد بالاست، يعني ميل نهايي به پس انداز آنها پايين است.دراقتصاد اسلامي، ماليات، سبب انتقال درآمد از گروه هاي پردرآمد به اقشار آسيب پذير جامعه مي شود. اين مسأله سرمايه گذاري مضراست؛ يعني انتقال درآمد به فقرا سبب کاهش پس انداز و کمبود منابع سرمايه گذاري مي گردد.
از طرفي تمام پس اندازها سرمايه گذاري نمي شود، ولي اسلام با منع کنز(گنج نمودن) و غيرفعال نگاه داشتن پس انداز، براساس آيه «الذين يکنزون الذّهب و الفضّه و لا ينفقونها في سبيل الله فبشّرهم بعذاب اليم» (توبه، 34)؛کمبود پس انداز را جبران مي کند و باعث مي شود که تمام پس اندازها سرمايه گذاري شود.
بنابراين، ماليات هاي اسلامي سطح درآمد گروه هاي کم درآمد را بالا و قدرت مصرف آنها را افزايش مي دهد. با اين رويکرد، پس انداز کاهش مي يابد ولي با منع اسراف، در کنار بستن ماليات بر پس اندازهاي غيرفعال، حجم پس انداز و سرمايه گذاري را بهبود مي بخشد. در نهايت، نمي توان ادعا کرد که توزيع درآمد به نفع گروه هايي که ميل نهايي به مصرف بالا دارند، باعث کاهش در پس انداز مطلوب (سرمايه گذاري) مي شود.
ج- تأثير سياست مالي بر تثبيت اقتصادي
امروزه سعي مي شود با استفاده از ابزارهاي سياست مالي و پولي روند رشد اقتصادي را با ثبات و پايدار سازند و از نوسانات شديد در جهت مثبت و منفي جلوگيري کنند؛زيرا رشد خيلي شديد همراه با تورم افسار گسيخته بعد از کوتاه
زماني به رکود خواهد انجاميد. به عبارتي، هم تورم و افزايش سطح عمومي قيمت ها هزينه هايي دارد و هم رکود؛ تورم باعث افزايش اختلاف طبقاتي، تشديد نابرابري به نفع سرمايه داران و به زيان دريافت کنندگان حقوق و دستمزد و اشخاص آسيب پذير مي شود،ولي در وضعيت رکود بيکاري تشديد و انگيزه ي سرمايه گذاري و توليد از مردم گرفته مي شود، رشد اقتصادي متوقف و توليد ملي تنزل پيدا مي کند. به همين دليل، دولت ها با استفاده از سياست هاي اقتصادي مناسب، نوسانات اقتصادي را به حداقل کاهش مي دهند.
اما نرخ ماليات، در اقتصاد اسلامي به گونه اي تعيين شده است که به صورت خودکار باعث تثبيت اقتصاد مي شود و از نوسانات جلوگيري مي کند. گذشته از اندک نوسانات، نرخ ماليات اسلامي ثابت مي باشد، مثلاً نرخ خمس 20 درصد از پس انداز سالانه مي باشد؛ نرخ زکات بر محصولات کشاورزي نظير گندم،جو، خرما و کشمش آبي 5 درصد و در ديمي 10 درصد مي باشد و بر طلا و نقره 5 /2 درصد.
ماليات يکنواخت و با نرخ ثابت اين ويژگي را دارد که با افزايش درآمد،افزايش و با کاهش درآمد، کاهش مي يابد؛ يعني زماني که اقتصاد به سياست مالي انقباضي نياز دارد، ميزان خمس و زکات افزايش و زماني که به سياست انبساطي مالي احتياج است، ماليات وصول کاهش مي يابد. بدين ترتيب، ماليات اسلامي همراه خود تثبيت کنندگي دارد که در بحران هاي اقتصادي وارد عمل مي شود.
بنابراين، عليرغم ثابت پنداري نرخ ماليات اسلامي، اگر براساس برنامه اي دقيق، از ثروتمندان و پس انداز کنندگان، زکات، خمس (از نظر شيعه)، جزيه، خراج و... وصول، و به فقرا و بيچارگان، در راه ماندگان، بي سرپرستان، و در راه آزادسازي بردگان، اداي دين بدهکاران و فعاليت هاي زيربنايي و اجتماعي هزينه شود، عدالت اجتماعي را تأمين مي کند و به رشد و توسعه اقتصادي دامن مي زند و دورنماي آينده را لذت بخش و دلپذيرتر و بلنداي سعادت و کمال را تسحيرپذير مي سازد.
نتيجه گيري
نظر به التفات دولت ها به مسأله اقتصاد و وضع سياست هاي مالي در جهت بهبود توليد،توزيع و افزايش مطلوبيت در مصرف، ضرورت بازخواني سياست هاي مالي از منظر ديني اهميت مي يابد.
اگرچه بازخواني سياست هاي مالي در اسلام خارج از حوصله يک مقاله است و نياز به بررسي گسترده و در عرصه ي قرآن و سنت دارد، ليکن قرآن به عنوان يک منبع بنيادين متضمن اصول راهبردي که در صور برنامه ي مطالعه قرار دارد، راه گشاي بسياري از معضلات اقتصادي جامعه ديني در عرصه نيازهاست.
نگرش اصولي قرآن به اهداف و ابزار سياست هاي مالي به گونه اي که مي تواند در همه ي اعصار پاسخ گوي نيازهاي نو شونده جوامع خود باشد، چنان که با پيروي از اصول جامع، مترقي و همه سويه آن، رابطه ي فقر و غنا به کمترين درجه خود تنزل يابد و چرخه ي اقتصاد ملي و مردمي را در جهت بهبود مسائل اقتصادي و افزايش درآمد و در نتيجه کمک به تحقق اهداف انساني به حرکت وادارد.
منابع و مأخذ
1) قرآن کريم.
2) امام خميني (بي تا)، البيع، بي جا.
3) حکيمي، محمد رضا (1373)، الحياه، ترجمه ي احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
4) طالقاني، سيد محمود (1350)، پرتوي از قرآن، تهران.
5) مدرسي طباطبايي (1363)، مقدمه اي بر نظام مالياتي و بودجه در اسلام انتشارات هجرت.
نشريه انديشه حوزه ،شماره 78-77. چکيده
نويسنده با تأکيد بر اين که آن چه دولت ها در قالب سياست مالي به عنوان اهداف اقتصادي- اجتماعي اجرا مي کنند،در قرآن به شکل بسياردقيق و انساني تر آمده است،بحث خود را آغاز نموده است.
وي با مروري به اهداف سياست هاي مالي چون تخصيص منابع، توزيع مجدد در آمد، تثبيت اقتصادي و تأمين بودجه دولت به اهداف قرآني مي پردازد که از آن جمله اند: آزادي انسان ها، توزيع مجدد در آمد، سرمايه گذاري زيربنايي و تأمين بودجه با اتکا بر اصل بنيادين عدالت.
شکي نيست که تحقق اهداف نياز به ابزارهايي براي وصول به آنها دارد و اين امر از نظر قرآن نيز دور نمانده است، چنان که نويسنده اظهار مي دارد اين ها عبارتند از:ماليات ثابت و متغير، سياست درآمدي مبتني بر سطح اسراف و تبذير و هزينه هاي دولت از طريق ايجاد تعادل و توازن در سطح عمومي جامعه.
نکته اي که در اين رابطه خاطر نشان مي گردد اين است که ماليات اثر انقباضي در کاهش مصرف مردم دارد و هزينه هاي دولت اثر انبساطي در جامعه به بار خواهد آورد و در پي آن تعادل مطلوبي به وجود مي آيد.
واژگان کليدي: ماليات، صدقات، سياست مالي، اهداف اقتصادي، جامعه ديني.
مقدمه
تا يک قرن قبل،اهميت و جايگاه سياست مالي و پولي دراقتصاد ترديد پذير بود و تأثير مثبت دخالت دولت بر اشتغال، تورم، بيکاري، توزيع درآمد، تخصيص منابع، رشد و توسعه ي اقتصادي، پس انداز، سرمايه گذاري و کارايي اقتصاد، انکارپذير.
کم نبودند انديشمنداني که آموزه هاي انساني پيشوايان دين را به چالش مي کشيدند و حمايت از نيازمندان را مخالف قانون طبيعت مي شمردند و دخالت دولت در جهت توزيع مجدد درآمد و تخصيص منابع و تحت پوشش قرار دادن اقشار کم درآمد را ناروا و دخالت ناصواب در نظام عرضه و تقاضا مي پنداشتند،ولي امروزه تأثير دخالت ارشادي دولت در بهبود توزيع و توليد و افزايش مطلوبيت در مصرف، انکارناپذير است.
بدين ترتيب، اگر بيشتر به آثار اقتصادي و اجتماعي دستورات وتوصيه هاي ديني در رابطه با توليد، توزيع و مصرف نگرشي منفي وجود داشت، امروز چنين نيست. در واقع، ايجاد سازمان هاي تأمين اجتماعي و راه اندازي برنامه هاي حمايتي، با استفاده از ابزارهاي سياست پولي و مالي و مديريت و برنامه ريزي دولت ها به منظور ايجاد اشتغال، مبارزه با بيکاري و تورم، گوياي ضرورت
دخالت در دولت ها در جهت دست يابي به رشد و توسعه ي اقتصادي همراه با کاهش شکاف طبقاتي است.
آن چه دولت ها درقالب سياست مالي به عنوان اهداف اقتصادي- اجتماعي اجرا مي کنند، در قرآن به شکل بسيار دقيق و انساني تر آمده است.
در اين نوشتار ضمن اشاره به اهداف، ابزار و تأثير سياست مالي در اقتصاد معاصر، ديدگاه قرآن و اسلام را در اين موارد بررسي مي کنيم.
سياست مالي عبارت است از دخالت دولت در اقتصاد با استفاده ازابزارهاي مالي به منظور بهبود در توزيع درآمد، تخصيص منابع، تثبيت و توسعه اقتصادي
قبل از بحران 1929-1933 م، در کشورهاي صنعتي، اقتصاددانان بر اين باور بودند که دولت نبايد در اقتصاد دخالت کند و نبايد درحمايت ازگروه هاي آسيب پذير، ايجاد فرصت برابر ورقابت عادلانه وارد عمل شود، ولي ظهور آن بحران و تنش هاي اجتماعي به دليل غيرانساني و تحمل ناپذيري محيط کار و فقر و بيچارگي کارگران،نشان داد که از دست نامرئي کلاسيک ها کاري ساخته نيست. از ميان بحران ها و به دنبال اعتراضات انديشه وران، که به شرايط غيرانساني محيط کار معترض بودند و رشد روزافزون کمونيسم در غرب، کينز، اقتصادانان بزرگ انگليسي، ظهور کرد. او براي خروج از بحران و بهبود وضعيت اقتصادي، توزيع مجدد درآمد را مؤثرشمرد و فراهم سازي امکان مصرف بيشتراقشار کم درآمد را از زاويه يتقاضا، مفيد و براي خروج از رکود ضروري دانست (رشد و توسعه اقتصادي، بي تا، 2 /563، 5-680) از اين به بعد بود که سياست مالي به صورت جدي از زواياي مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
از ديدگاه اسلام، دخالت اقتصادي به منظور کارسازي مصرف متوسط براي همه ي مردم، جلوگيري از اسراف و زياده روي ثروتمندان،هدايت پس اندازها به سرمايه گذاري هاي زيربنايي و توليدي، فراهم سازي زمينه براي آزادي انسان ها و رهايي از دست اربابان زور و تزوير رهنمون شدن او به سمت
قله هاي بلند سعادت و تقرب به پروردگار توصيه مي شود.
اهداف سياست هاي مالي
اهداف سياست هاي مالي، با توجه به شرايط اقتصادي و چالش هاي سياسي، از کشوري به کشور ديگر مي تواند متفاوت باشد، ولي در اينجا به چند مورد اصلي بسنده مي کنيم.
1)تخصيص منابع
فعاليت هاي اقتصادي، براساس نظام عرضه و تقاضا، ممکن است در مسيري حرکت کند که باب طبع حکومت نباشد، يا با مصالح ملي همسو نباشد. به عنوان مثال دولت مي خواهد کالاهاي اساسي مورد نياز جامعه در داخل کشور توليد شود، ولي توليد کنندگان براساس منفعت خواهي شخصي ترجيح دهند کالاهاي لوکس و تجملي توليد کنند. در اين صورت از طريق بستن ماليات بر کالاهاي لوکس، دولت مي تواند روند تخصيص منابع را تغيير دهد و توليد کالاهاي اساسي را ترويج کند.
2) توزيع مجدد درآمد
دولت ها معمولاً سعي مي کنند ازطريق بستن ماليات بر کالاهاي لوکس، که طبقات مرفه جامعه مصرف مي کنند، و نيز توزيع آن در قالب يارانه به گروه هاي کم درآمد،عدالت اجتماعي را تحقق بخشند. همچنين از طريق بستن ماليات هاي مستقيم تصاعدي و نسبي مي توانند به توزيع مجدد درآمد کمک کنند.
3) تثبيت اقتصادي
به هردليل،به ويژه هنگام اجراي سياست توسعه اقتصادي، تورم پديد مي آيد. دولت براي جلوگيري از تورم، سياست انقباضي مالي را در پيش مي گيرد؛ يعني ماليات را افزايش مي دهد و از اين طريق تقاضاي مصرفي مردم را کاهش داده
نظام عرضه و تقاضا را به تعادل نزديک مي کند، يا در هنگام رکود اقتصادي، سياست انبساطي مالي را به کار مي گيرد، و ازراه افزايش در مخارج دولتي و با کاهش ماليات و در نهايت افزايش تقاضاي مؤثر،اقتصاد را از رکود خارج مي کند.
4) تأمين بودجه ي دولت
دولت براي اداره ي جامعه نياز به منابع مالي دارد. ماليات ها، مطمئن ترين و مناسب ترين منبع مالي دولت است و با استفاده از آن مي توان مخارج سرمايه گذاري هاي زيربنايي نظير جاده ها، فرودگاهها، نيروگاهها، بهداشت، آموزش و پرورش و غيره را تأمين کرد.
اهداف سياست مالي از ديدگاه قرآن
1) آزادي انسان ها
از ديدگاه اسلام، انسان محور تمام فعاليت هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي است. تمام برنامه ها و امکانات بايد در مسيري هدايت شود که راه رشد و کمال او را فراهم کند، زنجيره هاي اسارت و بردگي جسمي و فکري را از دست پا و فکر او بگسلاند. در آيه ي 60 سوره ي توبه درباره يموارد مصرف زکات، چنين آمده است: «انمّا الصّدقات للفقراء... و في الرّقاب و الغارمين»؛صدقات (زکات) به فقرا، .. تعلق مي گيرد و همچنان در راه آزادي بردگان و اداي بدهي بدهکاران و.. هزينه مي شود.
اين آيه،سياست مالي را از زاويه ي توزيع و هزينه کردن ماليات اسلامي بيان مي کند و نشان مي دهدکه رهايي انسان ها از بردگي از اهداف آن است. همچنين است زدودن زمينه هاي بردگي، زيرا در صدر اسلام بسياري از بردگان، بدهکاراني بودند که قدرت اداي ديون خود را نداشتند.(طالقاني، 1350، 2/ 252.اسلام،با استفاده از ابزار سياست مالي و اداي دين مديونان (الغارمين) زمينه ي بردگي را از جامعه مي زدود.
2)توزيع مجدد درآمد
شکي نيست، انسان ها استعداد و توانايي هاي متفاوت دارند. در اين ميان تعدادي پير،ازکارافتاده، بيمار و بي سرپرست مي باشند. از ديدگاه اسلام، درآمد و ثروت متفاوت قابل پذيرش است، ولي دولت و مردم موظفند تا به از کار افتادگان و نيازمندان،درحدي کمک کنند که نياز يک ساله آنها رفع شود.
قرآن، گروه هاي نيازمندي را که بايد از ماليات (خمس و زکات) به آنها کمک شود نام مي برد:
در آيه ي60 سوره ي توبه آمده است: «انّما الصّدقات للفقراء و المساکين... و ابن السّبيل فريضه من الله»؛ازجمله گروه هاي مستحق زکات، نيازمندان و بيچارگان و در راه ماندگان هستند که بر مؤمنان واجب است به ياري آنها بشتابند.
در آيه ي41 از سوره ي انفال مي خوانيم: «واعلموا انّما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساکين و ابن السّبيل»؛ بدانيد که هرچه به شما غنيمت و فايده رسد، خمس آن مال خدا و رسول و خويشان او يتيمان و فقيران و در راه ماندگان است.
آيه ي 7 سوره ي حشر، که در رابطه با هزينه کردن في ء آمده،تعابيري مشابه آيه ي 41 سوره ي انفال دارد و از همان شش مورد مصرفي نام مي برد که در آيه ي خمس آمده است؛با اين تفاوت که در سوره ي حشر، اولاً علت اعمال سياست مالي و توزيع ماليات ميان نيازمندان، يتيمان و در راه ماندگان را بيان مي کند:«کي لا يکون دوله بين الاغنياء منکم»؛(توزيع مجدد درآمد) به اين خاطر است که ثروت در دست اغنيا متمرکز نشود،ثانياً، به دنبال آيه (درآيه ي بعدي) به مصداق بارز ابن اسبيل اشاره مي کند:«للفقراء المهاجرين الّذين اخرجوا من ديارهم و اموالهم»؛ از جمله موارد مصرف انفال،فقراي مهاجراست؛آنها که به دليل اخراج از سرزمين و جدايي از اموال و دارايي خود نيازمند شده اند.
بدين ترتيب، دولت در فرايند برقراري عدالت و برابري در مصرف،بايد به نيازمندان، بي سرپرستان و مهاجراني که به سبب ظلم و ستم از سرزمين خود آواره شده اند، کمک کند و اين کمک در حدي باشد که مخارج سالانه آنها را
کفايت کند.
3) سرمايه گذاري هاي زيربنايي
سرمايه گذاري در بخش هايي که بازدهي مستقيم ندارد و بخش خصوصي دراين گونه فعاليت ها ازخود علاقه و رغبت نشان نمي دهند، مانند ساختن جاده ها و بزرگ راهها،نيروگاهها، راه اندازي بنادر و فرودگاه از منابع خمس و زکات مي توان مخارج اين گونه سرمايه گذاري ها را تأمين کرد.
درآيه ي خمس و انفال آمده: «فان الله خمسه و للرّسول و لذي القربي»؛ هزينه کردن خمس در راه خدا همان سبيل الله است که در آيه ي 60 سوره ي توبه آمده است، يعني تأمين مخارج ساختن راه ها،پلها، فرودگاهها و..
نام بردن پيامبر (ص) و ذي القربي در اين فهرست، نه به معناي مالکيت شخصي، بلکه گوياي صلاحيت آنها در رابطه با هزينه کردن خمس، زکات و انفال مي باشد (امام خميني، بي تا، 2 /280-200) هزينه کردن در زمينه ي آموزشي و بهداشت از اصلي ترين موارد مصرف خمس است. از همين دست است تأمين مخارج کارمندان، و «والعاملين عليها» و کمک هاي بلاعوض به افراد غيرمسلمان و حکومت هاي ديگر براساس عواطف انساني و مصالح اجتماعي،«والمؤلفه قلوبهم»
4) تأمين بودجه
تأمين بودجه، به همان اندازه ضروري است که حکومت ضرورت دارد تأمين مخارج کارمندان بخش عمومي، کمک به دولتها و افراد براساس مصالح اجتماعي، تأمين هزينه ي سرمايه گذاري هاي زيربنايي و.. نياز به وصول ماليات دارد.
اهداف تخصيص منابع و تثبيت اقتصادي، بر تجربيات بشري و مصالح عمومي مبني است. اين اهداف تا جايي قابل پذيرش است که با اصول ديگر در تضاد نباشد. به عبارتي، از ديدگاه اسلام، عدالت اصل بنيادي است و بي شک
اهداف سياست مالي، نبايد مخالف اين اصل باشد.
ابزارهاي سياست مالي از ديدگاه قرآن
از ديدگاه اسلام، سه ابزار براي اعمال برنامه هاي دولت و هدايت فعاليت هاي اقتصادي در مسير مطلوب و تأمين اهداف اقتصادي وجود دارد:
الف- ماليات ها
اگر نرخ ماليات هاي اسلامي را ثابت در نظر بگيريم (هرچند شواهد تاريخي به انعطاف پذيري آن گواهي مي دهد، نحوه يهزينه کردن آن تأثيرانبساطي و انقباضي بر اقتصاد مي گذارد. همچنين است سازوکار خودکاري که ماليات به نرخ ثابت به همراه دارد.
ب- مخارج دولت
دولت با افزايش حقوق کارمندان اداري، مخارج زيربنايي و پرداخت هاي انتقالي مي تواند قدرت خريد و تقاضاي مؤثرجامعه را بالا ببرد و به رشد و توسعه ي اقتصادي دامن بزند. تمام موارد هزينه همان طور که قبلاً گفته شد در قرآن آمده است.
ج-سياست درآمدي
دراين نوع سياست، دولت براي جلوگيري از تورم و رهايي از پيامدهاي زيان بار آن از راه تشويق و تهديد، مخارج بخش خصوصي را کاهش مي دهد. از ديدگاه قرآن، منع اسراف و تبذيرنوعي از سياست درآمدي است (حکيمي، 1373، 3 /133).
محدود کردن مخارج مصرفي،امکانات و منابع مالي را از مخارج مصرفي به سرمايه گذاري هدايت مي کند.جلوگيري از احتکار و مبارزه با تورم و رباخواري، سرمايه ها را به مسير مفيد و اقتصادي مي کشاند.
تأثيرسياست هاي مالي بر اقتصاد (از ديدگاه قرآن)
مي دانيم که ماليات، اثر انقباضي و مخارج، اثر انبساطي دارد. به اين معنا، افزايش ماليات، باعث مي شود که بخشي از درآمد مردم به دولت منتقل شود و مخارج مصرفي مردم کاهش يابد. اگر مردم کاهش در مصرف را از پس انداز جبران نکنند، قدرت خريد و به دنبال آن تقاضا تنزل مي يابد.
در مقابل، مخارج دولت اعم از هزينه هاي سرمايه گذاري، پرداخت هاي انتقالي و مصارف اداري، اثر انبساطي دارد. افزايش مخارج به معناي توزيع قدرت خريد در جامعه مي باشد؛ مثلاً وقتي دولت خدمات آموزشي را گسترش مي دهد يا حقوق کارمندان را بالا مي برد، بايد مخارجش را افزايش دهد. اين هزينه ها در قالب حقوق و دستمزد به جامعه منتقل مي شود و مردم بخشي از اين درآمد اضافي را به کالاهاي مصرفي اختصاص مي دهند. در صورتي که توليد و عرضه کالاها انعطاف ناپذير باشد،شکاف ميان عرضه و تقاضا به تورم و افزايش سطح عمومي قيمت ها منجر مي شود.
دراين جا تأثيرسياست مالي بر برخي از متغيرها را ارزيابي مي کنيم.
الف-تأثيرسياست مالي بر توزيع درآمد
به طورکلي نرخ ماليات (خمس، زکات، جزيه و خراج) يکنواخت است و تنها در يک مورد، يعني زکات گوسفندان، نزولي مي باشد. از آنجا که خمس به عنوان اصلي ترين بخش ماليات اسلامي، بعد از کسر مخرج سالانه به افراد تعلق مي گيرد، در واقع ماليات برپس انداز مي باشد که خانواده هاي کم درآمد از پرداخت آن معاف مي باشند و تنها ثروتمندان بايد يک پنجم پس انداز خود را درقالب خمس بپردازند. حال آن که مهم ترين مورد مصرف آن فقرا و نيازمندان هستند که اين امر، توزيع درآمد را بهبود مي بخشد.
اما زکات، جزيه و خراج، ماليات هايي مي باشند که در اقتصاد معيشتي کاربرد دارند و با توجه به نرخ ناچيز آن نزديک به 1/20 يا 5 /2 درصد، در اقتصاد صنعتي از اهميت و جايگاه قابل توجهي برخوردار نيست (مدرسي طباطبايي،
1363، 50-20) درهر صورت اين ماليات به دليل معافيت خانواده هاي کم درآمد و پرداخت آن به نيازمندان، همانند خمس، توزيع درآمد را بهبود مي بخشد و جامعه را به برابري بيشتر هدايت مي کند.
ب- تأثير سياست مالي بر مصرف، پس انداز و سرمايه گذاري
درآمد قابل تصرف (درآمد بعد از کسر ماليات)،به دو قسمت مصرف و پس انداز تقسيم مي شود.برهمين مبنا، وقتي گفته مي شود ميل نهايي به مصرف اقشار کم درآمد بالاست، يعني ميل نهايي به پس انداز آنها پايين است.دراقتصاد اسلامي، ماليات، سبب انتقال درآمد از گروه هاي پردرآمد به اقشار آسيب پذير جامعه مي شود. اين مسأله سرمايه گذاري مضراست؛ يعني انتقال درآمد به فقرا سبب کاهش پس انداز و کمبود منابع سرمايه گذاري مي گردد.
از طرفي تمام پس اندازها سرمايه گذاري نمي شود، ولي اسلام با منع کنز(گنج نمودن) و غيرفعال نگاه داشتن پس انداز، براساس آيه «الذين يکنزون الذّهب و الفضّه و لا ينفقونها في سبيل الله فبشّرهم بعذاب اليم» (توبه، 34)؛کمبود پس انداز را جبران مي کند و باعث مي شود که تمام پس اندازها سرمايه گذاري شود.
بنابراين، ماليات هاي اسلامي سطح درآمد گروه هاي کم درآمد را بالا و قدرت مصرف آنها را افزايش مي دهد. با اين رويکرد، پس انداز کاهش مي يابد ولي با منع اسراف، در کنار بستن ماليات بر پس اندازهاي غيرفعال، حجم پس انداز و سرمايه گذاري را بهبود مي بخشد. در نهايت، نمي توان ادعا کرد که توزيع درآمد به نفع گروه هايي که ميل نهايي به مصرف بالا دارند، باعث کاهش در پس انداز مطلوب (سرمايه گذاري) مي شود.
ج- تأثير سياست مالي بر تثبيت اقتصادي
امروزه سعي مي شود با استفاده از ابزارهاي سياست مالي و پولي روند رشد اقتصادي را با ثبات و پايدار سازند و از نوسانات شديد در جهت مثبت و منفي جلوگيري کنند؛زيرا رشد خيلي شديد همراه با تورم افسار گسيخته بعد از کوتاه
زماني به رکود خواهد انجاميد. به عبارتي، هم تورم و افزايش سطح عمومي قيمت ها هزينه هايي دارد و هم رکود؛ تورم باعث افزايش اختلاف طبقاتي، تشديد نابرابري به نفع سرمايه داران و به زيان دريافت کنندگان حقوق و دستمزد و اشخاص آسيب پذير مي شود،ولي در وضعيت رکود بيکاري تشديد و انگيزه ي سرمايه گذاري و توليد از مردم گرفته مي شود، رشد اقتصادي متوقف و توليد ملي تنزل پيدا مي کند. به همين دليل، دولت ها با استفاده از سياست هاي اقتصادي مناسب، نوسانات اقتصادي را به حداقل کاهش مي دهند.
اما نرخ ماليات، در اقتصاد اسلامي به گونه اي تعيين شده است که به صورت خودکار باعث تثبيت اقتصاد مي شود و از نوسانات جلوگيري مي کند. گذشته از اندک نوسانات، نرخ ماليات اسلامي ثابت مي باشد، مثلاً نرخ خمس 20 درصد از پس انداز سالانه مي باشد؛ نرخ زکات بر محصولات کشاورزي نظير گندم،جو، خرما و کشمش آبي 5 درصد و در ديمي 10 درصد مي باشد و بر طلا و نقره 5 /2 درصد.
ماليات يکنواخت و با نرخ ثابت اين ويژگي را دارد که با افزايش درآمد،افزايش و با کاهش درآمد، کاهش مي يابد؛ يعني زماني که اقتصاد به سياست مالي انقباضي نياز دارد، ميزان خمس و زکات افزايش و زماني که به سياست انبساطي مالي احتياج است، ماليات وصول کاهش مي يابد. بدين ترتيب، ماليات اسلامي همراه خود تثبيت کنندگي دارد که در بحران هاي اقتصادي وارد عمل مي شود.
بنابراين، عليرغم ثابت پنداري نرخ ماليات اسلامي، اگر براساس برنامه اي دقيق، از ثروتمندان و پس انداز کنندگان، زکات، خمس (از نظر شيعه)، جزيه، خراج و... وصول، و به فقرا و بيچارگان، در راه ماندگان، بي سرپرستان، و در راه آزادسازي بردگان، اداي دين بدهکاران و فعاليت هاي زيربنايي و اجتماعي هزينه شود، عدالت اجتماعي را تأمين مي کند و به رشد و توسعه اقتصادي دامن مي زند و دورنماي آينده را لذت بخش و دلپذيرتر و بلنداي سعادت و کمال را تسحيرپذير مي سازد.
نتيجه گيري
نظر به التفات دولت ها به مسأله اقتصاد و وضع سياست هاي مالي در جهت بهبود توليد،توزيع و افزايش مطلوبيت در مصرف، ضرورت بازخواني سياست هاي مالي از منظر ديني اهميت مي يابد.
اگرچه بازخواني سياست هاي مالي در اسلام خارج از حوصله يک مقاله است و نياز به بررسي گسترده و در عرصه ي قرآن و سنت دارد، ليکن قرآن به عنوان يک منبع بنيادين متضمن اصول راهبردي که در صور برنامه ي مطالعه قرار دارد، راه گشاي بسياري از معضلات اقتصادي جامعه ديني در عرصه نيازهاست.
نگرش اصولي قرآن به اهداف و ابزار سياست هاي مالي به گونه اي که مي تواند در همه ي اعصار پاسخ گوي نيازهاي نو شونده جوامع خود باشد، چنان که با پيروي از اصول جامع، مترقي و همه سويه آن، رابطه ي فقر و غنا به کمترين درجه خود تنزل يابد و چرخه ي اقتصاد ملي و مردمي را در جهت بهبود مسائل اقتصادي و افزايش درآمد و در نتيجه کمک به تحقق اهداف انساني به حرکت وادارد.
منابع و مأخذ
1) قرآن کريم.
2) امام خميني (بي تا)، البيع، بي جا.
3) حکيمي، محمد رضا (1373)، الحياه، ترجمه ي احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
4) طالقاني، سيد محمود (1350)، پرتوي از قرآن، تهران.
5) مدرسي طباطبايي (1363)، مقدمه اي بر نظام مالياتي و بودجه در اسلام انتشارات هجرت.
نشريه انديشه حوزه ،شماره 78-77.

هر چند جهاد اقتصادي همواره در طول 33 سال گذشته براي يک نظام سياسي برآمده از يک انقلا ب مردمي همواره مطلوبيت و موضوعيت داشته است; اما علا وه بر موضوع تحريم ها و اجراي قانون هدفمندسازي يارانه ها بايد گفت: قطعا براي حل مشکلا تي همچون بيکاري و تورم و... نمي توان با برنامه هاي معمولي و بدون يک حرکت قاطع و ريشه اي چندان توفيقي در عرصه اقتصاد حاصل نمود.
البته آنچه مهم تر از فهم دقيق علت نامگذاري است تاکيد بر اين موضوع است که پيروزي در جهاد اقتصادي بدون تحقق برخي مقدمات امکان پذير نيست.
هر چند پيگيري موضوع با روحيه جهادي، همکاري سه قوه، اتحاد و انسجام ملي، قطع وابستگي از درآمدهاي نفتي، تعيين شاخص هاي مفيد براي الگوي مصرف، داشتن راهبرد اساسي در مواجهه با قدرت ها و غول هاي اقتصادي دنيا، همه جانبه گرايي در موضوع توسعه اقتصادي در کنار ساير جنبه هاي توسعه براساس الگوي پيشرفت ايراني اسلا مي (اعم از توسعه سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اداري، و...) همه و همه مقدمات بسيار ضروري براي پيروزي در جهاد اقتصادي است; اما مهمترين، اساسي ترين و مبنايي ترين ملزومات اين پيروزي کنارگذاشتن روحيه تخلف از قانون براي همه دستگاه ها، نهاد ها و ارگان هاي دولتي و غير دولتي است.
آنچه جاي نگراني براي نگارنده است اين که عده اي با ضعف جدي دستگاه هاي نظارتي مبحث جهاد اقتصادي را بهانه جديدي براي تخلفات هر چه بيشتر قلمداد کرده و به قواعد علمي و کارشناسي اقتصادي بي توجهي کرده و آن را در پرتو شعار جهاد اقتصادي توجيه نمايند در اين صورت نه تنها هيچگونه پيشرفتي در تحولا ت اقتصادي کشور صورت نمي گيرد بلکه اوضاع اقتصادي و معيشتي مردم وخيم تر گشته و موجبات عقب ماندگي هر چه بيشتر اقتصاد کشور خواهد بود.
Design By : Night Melody





